تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 755

مساهمون:

ص٧٥٥
بعضى پرندگان شكارى را براى ناتوان كردن و مستأصل ساختن آدميان نيز وامىداشته‌اند ، چنان كه در اوايل سدهء گذشته اين كار معمول بوده است : و بعضى مىگويند در زمان حاضر نيز در قوشخانهء پادشاه چنين مرغانى تربيت مىشوند . من آنها را نديده‌ام ، امّا شنيده‌ام على قلى خان حاكم تبريز كه وى را كاملا مىشناسم از اين مرغان داشته ، با آنها تفريح مىكرده و به كارهاى خطرناك برمىانگيخته حتى به شوخى آنها را به تعرض نسبت به دوستان خود وادار مىكرده چنان كه روزى يكى از مرغان شكارى خود را به سوى يكى از نجيب‌زادگان پرواز داد و چون پيش از وقوع حادثه او را نگرفتند چشمان نجيب‌زاده را كند . نجيب‌زاده از شدت درد و تأثر درگذشت ، و چون پادشاه از اين حادثه باخبر شد سخت خشمگين گشت ، و بىشك وقوع اين سانحه در مغضوبيت حاكم كه مدتى بعد به وقوع پيوست اثر بسيار داشت . اين نوع پرندگان همان‌سان كه بر حيوانات حمله مىبرند بر انسان مىتازند . آنان ناگهان روى سر فرود مىآيند ، و بالهاى خود را به قوت به سر و صورت فرو مىكوبند و با منقار تيزشان چهره و چشم را مجروح مىسازند ، و اگر پيش از حمله و وقوع حوادث خطرمند عاجلا آنان را بازنگيرند چون به هنگام تعرض ، فرياد و فغان را نمىشنوند و به آن نمىپردازند جلوگيرى كردن آنان دشوار بل‌كه محال مىنمايد . تقريبا همه سپاهيان و ديگر مردمان شمشيرزن اهل شكارند . اينان زير قرپوس زين اسب خود طبلكى به قطر هشت تا نه شست استوار مىكنند ، و براى فريب دادن و نزديك ساختن پرندگان به خود ، آن را به صدا درمىآورند . لزوم وجود اين طبلهاى كوچك كه طنبور آوازگر هم ناميده مىشوند مخصوصا هنگام گشت و گذار در دشتها و صحراها بيشتر احساس مىشود . « 1 » صيادان براى صيد كردن جانوران بزرگ و خطرمند مانند شير ، ببر ، پلنگ ، از يوز پلنگ كه از پيش آن را براى اين كار تربيت كرده‌اند ، استفاده مىكنند . يوز پلنگ تربيت شده به انسان صدمه نمىزند . سواركار يكى از اين جانوران را كه چشمش را با باريكه‌اى از پارچه بسته و زنجير بر گردنش زده بر ترك اسب خود
هامش
( 1 ) - منينسكى) Meninski (مىگويد اين طبلكها را معمولا به زين اسب مىبندند ، و صيادان براى ترساندن و از جا پراندن پرندگان به صدا درمىآورند ؛ و وقتى از جا برخاستند پرندهء شكارى را به سوى آنها پرواز مىدهند .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 755 | ژان شاردن / اقبال يغمايى