تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 754

مساهمون:

ص٧٥٤
پرورش جوجه‌هايش متصرف مىشود . و وقتى جوجه‌هايش قوّت پرواز كردن يافتند آنها را از لانه بيرون مىراند ، و اگر در اين كار درنگ و تأخير كنند آشيانه را از برف مىآكند ، و جوجگانش را به مكافات دير جنبيدن و آسانگيرى خفه مىكند ، معمولا بيش از يك جوجه از آن تنگنا نمىرهد ، و مابقى خفه و تباه مىشوند . از اين‌رو مرغان مسكوى كمياب و گرانند ، دربارهء قوشهاى مسكوى نيز همين جريان جارى است . روش پرورش پرندگان شكارى اينست كه آنها را به سوى كلنگها يا مرغان كوچك ديگر كه قبلا چشمشان را بسته‌اند ، و از شناختن راه پرواز خويش عاجزند رها مىكنند و پس از اين كه بدين‌سان به فنّ شكار آشنا شدند آنان را به صيد كردن كلنگها ، مرغابيها ، غازها ، كبكها و بلدرچينهايى كه در پروازند وامىدارند ، و در مرحلهء بعد به افگندن خرگوش ، و شكار كردن بعضى حيوانات وحشى ديگر به جز گراز رها مىكنند . راز شكار آموختن پرندگان شكارى اينست : گوشتى را كه خوراكشان مىباشد به گردن پيكر بىجان حيوانى كه پوستش را از كاه آگنده‌اند مىبندند . پيكره را روى چهار پايه‌اى چرخدار ، يا چيزى همانند آن مىگذارند ، و آن را در تمام مدتى كه پرنده گوشت مىخورد مىجنبانند تا به كارى كه غايت هدف از پرورششان مىباشد آشنا شوند و عادت كنند . از آن پس آنان را عملا و مستقلا به صيد كردن فرمان مىدهند . ترتيب كار اينست كه شكارچيان در آغاز با اسب شكار را چندان دنبال مىكنند كه حيوان خسته و درمانده شود . آن‌گاه پرندهء شكارى را به سوى او رها مىكنند . پرنده با بالهاى سنگين و منقار پرقوت خود چندان بر سر و چشم حيوان فرو مانده مىكوبد و چنگالهايش را چنان در تن حيوان فرو مىكند كه كاملا بىحال مىگردد . در چنين احوال شكارچى به سوى او مىتازد و او را مىكشد . براى صيد حيوانات بزرگ صيادان چند مرغ شكارى به سوى او پرواز مىدهند ، و آنان به نيروى هم حيوان را بىحال و افتان و خيزان مىكنند . چنان كه پيش از اين ياد كردم صيادان هرگز مرغان شكارى خود را به صيد گراز نمىفرستند ، زيرا گرازان چندان زورمند و پرهيبتند كه نه تنها از مزاحمت و حملهء مرغان شكارى نمىترسند و نمىرمند بلكه گاه چنان خشمگين و آشفته مىشوند كه آنها را از هم مىدرند .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 754 | ژان شاردن / اقبال يغمايى