تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
ميرزا شريف الملك يكى از شخصيّتهاى معتبر هند كه بزرگ‌مردى بسيار دان است ، و پادشاه مرحوم گلكند وى را از اصفهان به هند دعوت كرده تا دخترش را به زنى به او بدهد آخرين بارى كه من در گلكند بودم عنبر اشهبى به من نشان داد كه من از آن درشت‌تر و گرانبهاتر نديده‌ام ، او معتقد بود كه آن از تركيب نوعى موم و عسل درست شده است . وى قطعه‌اى از آن عنبر اشهب را كه چون اسفنج پرخلل و فرج بود نشانم داد و افزود زنبوران عسل افريقا انگبين خود را ميان صخره‌ها يا شكاف تنه درختان كهنسال به وجود مىآورند چنان كه در مشرق‌زمين اعم از سرزمينهاى كم‌جمعيّت يا پرجمعيّت كندوهاى عسل همين‌سان يافته مىشود ، و من در سفرنامهء خود آنجا كه به وصف و شرح سرزمينهاى كلشيد و چركس پرداخته‌ام به اين نكته اشاره كرده‌ام . « 1 » ميرزا شريف الملك مىگفت : سيلاب كه از باران مايه مىگيرد برخى از عسلهاى نارس را به دريا مىبرد . آنها در آن‌جا سفت و منعقد مىشوند و بوى بسيار خوش مىگيرند . ميرزا شريف الملك مىگفت : فرق ميان عنبر اشهب و عنبر اسود اينست كه عسلى كه عنبر اسود را مىسازد به‌قدر عسل عنبر اشهب پاكيزه و مصفا نيست . عنبر اشهب ، اين مادهء بويا و گرانبها كه داروگران دوران كهن اعم از يونانيان و تازيان آن را نمىشناخته‌اند در آغاز پديد آمدن بسيار بدبوست ، و رايحهء بسيار نامطبوعى مىپراگند . اما به نسبتى كه از زمان انعقاد آن مىگذرد آن بوى بد به شميم خوش بدل مىشود . برخى بر اين اعتقادند كه مرغان دريايى عنبر را دوست مىدارند ، و از نوك زدن به آن لذّت مىبرند . من نيز بر اين باورم ، اما هرگز نديده‌ام منقار يكى از مرغان دريايى به عنبر اشهب اندوده شده باشد . ايرانيان غاليه را كه زباد هم مىگويند زياد به كار نمىبرند فقط زنان پس از اين كه آن را خوب ساييدند به گيسوان خود مىزنند . افزون بر دواهاى طبّى كه شرح دادم و در ايران به دست مىآيد داروهاى كمياب ديگرى نظير كاسنى و قلياى نباتى در اين سرزمين مىرويد . در كوههاى واقع در هفت يا هشت فرسنگى اصفهان كاسنى به حدّ وفور بار مىآيد . زرنيخ كه زردرنگ است و بيشتر براى تنظيف به كار مىرود ، و نشادر در مدى - ماد - و اطراف قزوين به
هامش
( 1 ) - دكتر سودير) Swediaur (معتقد است كه عنبر اشهب از فضله منعقد شدهء كاشالوت است .