مىكنند و برعكس پادزهر طبيعى كه وقتى از اندام حيوان بيرون مىآورند كمى زبر و اندكى سبز رنگ است ، صيقلى و صاف و شفاف مىباشد .
وقتى از ايران بازگشتم بعضى از كسان دربارهء مشك و عنبر اشهب از من پرسشهايى زياد كردند و نامناسب نيست آنچه دربارهء اين دو شنيدهام و دريافتهام شرح بدهم . گمانم بر اين است بيشتر مردم مىدانند كه مشك نوعى فضلهء حيوانى شبيه بز كوهى است كه اندام و ساق پايش باريكتر و ظريفتر مىباشد . مسكن اصلى اين حيوان در تركستان عليا ، چين شمالى و تبت بزرگ است ، و تبّت سرزمينى ميان هندوستان و چين مىباشد . من زندهء اين حيوان را هرگز به چشم خود نديدهام امّا پوستش را چندين جا مشاهده كردهام . تصاوير متنوّع اين حيوان نيز در كتاب سفارت هلنديان در چين ، و چين مصوّر اثر پرفسور كيرشه
) Kircher (
درج است .
مردم مىگويند مشك عرق اين حيوان است كه به كيسهء ظريفى نزديك ناف او جريان مىيابد ، و در آن جمع مىشود . شرقيان با اطمينان و نظريهء قاطع مىگويند نزديك ناف حيوان دملى پيدا مىشود كه موادّ داخل آن خاصّه در مواقعى كه بدن حيوان گرم است مايهء خارش و سوزش مىشود ، و حيوان براى تسكين خارش و سوزش چندان تن خود را به درخت يا صخرهاى مىسايد كه آن دمل شكافته مىشود و مواد سيال آن به كيسهاى كه ميان پوست و عضلات حيوان در وجود مىآيد وارد مىشود و حرارت درونى و بيرونى اين مادهء فاسد را به مشك كه بسيار خوشبو و مفرح است بدل مىكند . مردم مشرقزمين اين كيسه را نافهء مشك مىنامند .
مشك تبّت بهترين و گرانبهاترين مشكهاست ، و از مشك چين خوشبوىتر و بادوامتر و بوياتر است ؛ و بوى بيشترش بدين سبب است كه تبّت به هند و ايران نزديكتر از گنسى
) Xensy (
ايالت نافهخيز چين است ، و مشك آن زودتر و تازهتر به دو كشور ايران و هند مىرسد . مركز تجارت مشك پاتان
) Patans (
شهر معروف تبّت است . « 1 » پاتانها به اين شهر مىآيند ، مشك مىخرند ، و به هند مىبرند ؛ و از اين سرزمين به همهء نقاط روى زمين صادر مىشود . جاى سكونت پاتانها نزديك ايران و تركستان علياست ، و تابع و باجگزار مغول بزرگ مىباشند .
هامش
( 1 ) - بوتام) Butam (پايتخت و مركز چين نبوده بلكه يكى از ايالتهاى چين و هممرز بنگال بوده ، و مردم آن بوتيا نام داشتهاند .