مىشد .
هزينهاى كه شاه ايران براى تهيّه اين خلعتها مصرف مىكند باورنكردنى است . صندوقخانه شاهنشاه هميشه از اين خلعتهاى پربها آگنده است ، و شمارهء خلعتهايى كه به صاحبان مناصب اعطا مىكند بسيار است . ناظر به فرمان شاهنشاه اجازه مىدهد آن را بفرستند .
چنان كه ياد شد در انبارها و مخازن ، جدا از هم ، انواع لباسهاى مناسب خلعت موجود است . ناظر به محض صدور فرمان شاه پروانهء صدور خلعت مورد نظر را براى متصدى مخزن مربوط مىفرستد ، و او بىدرنگ اجرا مىكند . نصف بهاى خلعتهايى كه از هر مخزن خارج مىشود حقّ مسلّم متصديان و مسؤولان آن مخزن است ، و مواجب آنها بدينگونه تأديه مىشود . و اگر اتّفاقا شاه خلعتى رايگان به كسى اعطا كرد - و اين امر به ندرت روى مىدهد - معظم له به نوعى حقّ ضايع شدهء متصديان مخزن را جبران مىفرمايد . اما بر اطلاق حقّ مسؤولان مخازن دربارهء همه هدايا و عطاياى شاهنشاه رعايت مىشود . حتى اگر عطيّه ملوكانه پول نقد باشد پنج درصد آن در اختيار مسؤول خزانه قرار مىگيرد . او بايد دو درصد اين مبلغ را به ناظر بدهد و بقيه را به تناسب ميان صاحب منصبان و مأموران دولتخانه تقسيم كند . اگر آنچه شاه به اعطاى آن اشارت فرموده است اسب باشد طبق ضوابطى خاصّ ميرآخور از آن عطيّه سهمى دارد ، و اگر خلعت از جنس جواهر باشد دو درصد بهاى آن متعلق به زرگرباشى است . در موارد هداياى ديگر نيز ضوابط و شرايط خاصّى جارى است .
بارى ، پادشاه ايران هيچ سفير يا فرستادهء خارجى را پيش از آن كه به وى و مترجم و ديگر همكاران معتبرش خلعت دهد از دربارش مرخّص نمىكند .
خلعت سفير مسكوى عبارت بود از يك اسب نژاده با ساز و برگ سيمين مطلّا با پوشش زين و غاشيهء زربفت ؛ سه دست جامهء كامل زربفت كه متن يكى زرين ، زمينهء ديگرى سيمين ، و سوّمين ابريشمين بود ، و نهصد پيستول كه نيم آن نقد ، و نيم ديگر پارچه بود ؛ و خلعت فرستادهء كمپانى شرقى فرانسه عبارت بود از يك اسب بدون زين و ساز و برگ ؛ چهار دست جامهء زربفت كه دو دست آن كامل بود و زمينهء يكى زرين و زمينه ديگرى سيمين بود و دو دست ديگر ابريشمين و غيركامل بود ؛ پانصد پيستول كه نيم آن نقد و نيم ديگر پارچه بود . خلعت عامل كمپانى انگليس مشتمل بر يك اسب بدون ساز و برگ ، سه دست جامهء همسان جامههايى كه به سفير
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 673
مساهمون: ژان شاردن
ص٦٧٣