تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 670

مساهمون:

ص٦٧٠
پيمان‌شكنى كمپانى دزدان دريايى پرتغالى و اعراب بىهيچ نگرانى و تشويش خاطر ، با خيال آسوده در خليج فارس به راهزنى مىپردازند ، و هر سال به بازرگانان ايران خسارتها و زيانهاى بيرون از حدّ تصوّر وارد مىآورند . اين دزدان بدون واهمه به جبر و زور كشتيهايى را كه به قصد بندر عباس بارگيرى كرده‌اند به بنادر ديگر مىبرند و كالاهاى آنها را تصرّف مىكنند . سپس صدراعظم نمايندهء كمپانى را مورد اعتراض و سرزنش قرارداد و گفت كمپانى نه تنها تعهدات خود را زير پا نهاده و از اين راه زيانهاى بسيار به بازرگانان ايران وارد آورده بل‌كه بر سبيل استمرار كالاى ديگران را به عنوان اين كه از آن شركت است به طريق قاچاق بدون پرداخت عوارض گمركى وارد مىكند . عامل كمپانى انگليس در پاسخ اعتراضات كوبنده و شديد اللحن صدر اعظم جواب داد اگر چنين كارهاى ناصواب و خطا روى نموده بر خلاف خواسته‌ها و آرمانهاى كمپانى بوده و بىگمان درآيندهء نزديك از ادامه يافتن آنها قويّا جلوگيرى خواهد شد . پس از اين گفتگوهاى مفصّل و طولانى حاضران بر سر سفرهء رنگينى نشستند و ناهار خوردند . در همين روز شاهزاده خانم همسر مجتهد بزرگ يك رشته مرواريد ، يك قطعه جواهر و يك جفت گوشواره فرستاد تا آن را ببينم . اين جواهرها چندان در نظرم جلوه كرد كه در خور آن دانستم در اين سفرنامه از آنها ياد كنم . اين محبت را شاهزاده خانم از آن در حقّ من روا داشته بود كه مجموعهء جواهراتم را براى تماشاى او فرستاده بودم . ضمنا خواهش كرده بود اگر جز آنها جواهرى دارم براى ديدن او بفرستم ، و من يك گردن‌بند بسيار زيبا و ارزشمندى كه نزديك به ده هزار اكو بها داشت براى او فرستادم تا ببيند ، و او پس از مشاهدهء اين گردن‌بند و ديگر جواهراتم افزون بر اظهار تشكر و خوشحالى برخى از مرواريدهايش را كه من در تمام عمر خود مرواريدهاى بدان درشتى و تابناكى نديده بودم فرستاد تا ببينم . آنها شامل سى و هشت دانه مرواريد بود كه هر كدام بيست و سه قيراط وزن داشت و همهء دانه‌ها هم اندازه ، هم‌وزن ، و در نهايت روشنى و درخشندگى بود . از اين رشته مرواريد به صورت گردن - بند استفاده نمىكردند ، بل‌كه اين رشته مرواريد عقدرو بود يعنى از زير يك گوش و زير ذقن به زير گوش ديگر مىآويختند . گوشواره‌هايى كه فرستاده بود عبارت بود از