تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
ميهمانان به او اصرار مىكردند كه او هم مانند ايشان غذا و شربت بخورد ، جواب مىداد در اين ساعت وظيفهء اصلى من اينست مواظب باشم از لوازم پذيرايى چيزى كم و كسر نباشد ، و نبايد خود را به خوردن غذا مشغول بدارم . پس از پايان يافتن ناهار و برچيده شدن سفره مهماندارباشى با من سر صحبت را بازكرد . و بعد از يك رشته گفتگوى گوناگون گفت : اگر خدا بخواهد سرانجام در جلب رضاى دربار موفق خواهد شد . وقتى خدمتگران همه ظرفها را برچيدند و جمع و جور كردند پيش فرستادهء كمپانى آمد و گفت اگر چيزى لازم دارد بگويد تا بىدرنگ بياورد . سپس مهماندارى به خدمتش آورد و به وى معرفى كرد و گفت او مأمور است در همهء ساعات آماده به خدمت باشد . بيست و يكم ، شب هنگام ، در ساعتى كه شاه از بسيار آشاميدن شراب كاملا مست شده بود جامى لبريز از باده به شيخ على خان صدراعظم تعارف ، و او را به خوردن آن دعوت كرد . صدراعظم با اين كه سرپيچى از فرمان شاه ممكن بود به بهاى مصادرهء دارايى يا جان‌باختنش منجر شود از گرفتن جام و آشاميدن شراب خوددارى ورزيد . شاه كه كاملا مست بود به ساقى فرمان داد جام شراب را در بينى صدراعظم بريزد ، و او چنين كرد . آن‌گاه شاه از جاى برخاست ، نزديك شيخ عليخان شد و به حال تمسخر گفت : جناب نخست‌وزير ، بر خود نمىپسندم و روا نمىدارم در حالى كه من از بسيارى باده پيمودن هوش و خردم را از دست داده‌ام و مست و بىحال افتاده‌ام تو همچنان هشيار و بر سر عقل باشى . تو خود مىدانى كه همنشينى و همصحبتى كسى كه از بسيارى شراب خوردن عقل و هوشش را از دست داده با كسى كه شراب نياشاميده ، خردش را پاسدارى كرده و سوى پستى گام ننهاده ، بسيار دشوار است . اگر مىخواهى و سر آن دارى كه با ما جليس و انيس باشى بايد تو هم سر خود را با نوشيدن باده گرم كنى . شيخ عليخان كه شراب خوردن را گناهى بزرگ و خطايى فاحش مىدانست به اميد خلاص خود از گردن نهادن بدين فرمان ناهنجار خويش را در پاى شاه افگند . شاه چون دانست كه صدراعظم به عذر منع مذهب از آشاميدن شراب خوددارى مىكند به او گفت حالا كه شراب خوردن را گناه مىشمارى ناچارت نمىكنم ، جاى آن كوكنار بنوش . جوشانده عصارهء كوكنار زودتر و بيشتر از