برقرار بوده تجديد و تحكيم خواهد شد . براى اثبات تمايل ما دربارهء تازه گردانيدن و بر دوام داشتن اين مناسبات دوستانه و علاقهء ما مبنى بر موافقت با مستدعيات بازرگانان اين كمپانى چند تن از بزرگان مملكت خود را كه شوقمند ديدار و زيارت دربار شما مىباشند همراه آنان كرديم ، و اطمينان كامل داريم كه الطاف كريمانهء آن اعليحضرت شامل حال آنان خواهد بود . از خداى بزرگ خواهانيم كه دوران تندرستى و قدرت و عظمت شما بر دوام بماند و با همين آرزو نامهء خود را پايان مىدهيم . »
از نظر شيوه و آيين نامهنگارى و ارسال آن به سبك و رسم معمول در فرانسه هيچ ايرادى بر آن نمىتوان گرفت ، امّا از نظر آداب و رسوم كشورهاى مشرق زمين ، مخصوصا دو ايراد و نقص بزرگ بر آن وارد است . عيب نخستين سادگى و سبكى مهر آنست : پادشاهان مشرق زمين عموما چند مهر دارند كه بزرگترين آنها به اندازهء سكّهء يك اكو ، و كوچكترينشان به اندازهء سكّهء پنج سو مىباشد . از حيث شكل نيز متفاوتند . يكى چهارگوش ، ديگرى گرد ، و آن ديگرى بيضى است . مهرهاى كوچك به فرمانها و نامههايى زده مىشود كه خطاب به افراد معمولى ، و مردم طبقهء پايين فرستاده مىشود . سياستمداران و بزرگان و بازرگانان مهّم وين ، و نيز ، رم ، لهستان ، مسكوى به اين اصول و رسوم وقوف كامل دارند ، و هر وقت نامه به دربار شاه ايران مىفرستند مهر بزرگ بر آن مىزنند ، و نامه را نيز در جعبهء زرّين جاى مىدهند .
امّا دربارهء بزرگان بر حسب درجه و مقامگيرنده ، نامه را در جعبهاى گرانبها يا كيسهاى از پارچهء زربفت مىنهند .
ايران دوّم به طريق ارسال نامهء پادشاه فرانسه به دربار ايران اين بود كه مراسله به وسيلهاى نامناسب فرستاده شده بود . يعنى دو نفر از رجالى كه شوقمند ديدن ايران بودند و همراه چند تن بازرگان آمده بودند ، آورده بودند نه وسيلهء يك سفير مخصوص . اما عذر هيأت اعزامى و آورندگان نامه اين بود كه پادشاه فرانسه نامههايى را كه براى امپراتور آلمان ، پاپ و باب عالى مىفرستد همينگونه و با همين مهر ساده و كوچك مهر مىكند ؛ همچنين از اينرو نامه را با سفير خاصّ نفرستاده كه وى ناچار بوده از خاك عثمانى بگذرد ، و پادشاه فرانسه مايل نبوده باب عالى از ارسال نامهء او به دربار ايران آگاه شود ؛ امّا به هر روى به زودى سفيرى از راه دريا به ايران مىفرستد .
اين عذرها و پوزشگريها در دربار ايران به سمع رضا تلقى شد ، زيرا شاه
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 588
مساهمون: ژان شاردن
ص٥٨٨