جريان بازرگانى نصيبشان شده تحفههايى تقديم كنند ؛ و البتّه اين شرفيابيها مايهء مباهات و سرافرازى بيگانگان خواهد بود ، زيرا رعايا و وابستگان دربار امپراتور متقابلا از آنان بازديد مىكنند . از روى ديگر اين ملاقات و تقديم تحفهها به نام امپراتور صورت نمىپذيرد بلكه به اسم بازرگانان تابع ژاپن اهدا مىگردد .
نامههايى كه به نام و عنوان امپراتور ژاپن نوشته مىشود بايد با حروف زرين و روى كاغذ ، ضخيم اما صاف و صيقلى نوشته شده باشد . نامه را بايد در جعبهاى زرين و مزيّن به دانهاى الماس درشت بگذارند ، و آن را در كيسهاى چهارگوش از ماهوت زربفت و زردوزى شده جاى دهند . سپس آن را داخل جعبهاى سيمين كه بر دو طرفش منظرهء شكار نقش شده باشد بگذارند ، و در آخر جعبهء سيمين را داخل جعبهء چوبى بسيار زيبايى كه با مهارت و ظرافت هرچه تمامتر ساخته شده باشد ، و كاملا صاف و صيقلى باشد قرار دهند . همهء نامهها بايد به همين آيين آماده و فرستاده شود .
اما اندازه و قطع كاغذ بايد چنان باشد كه تا كردنش لازم نيايد ، به طورى كه وقتى نامه نمايان مىشود آنچه در آن نوشته شده پيشنظر آيد .
سفير بايد به وظايف و مسؤوليت خود كاملا آگاه باشد ، و آن را با مهارت و دورانديشى و رعايت همهء نكات و جوانب انجام دهد ؛ زيرا موفقيت وى متناسب با طرز عمل او خواهد بود ؛ و در اين مورد مىتوان نتايج حاصل از سفارت برخى سفيران را به كشور ژاپن ، مورد مطالعه و بررسى قرار داد . پادشاه اسپانيا در سال 1624 دو تن از بزرگان عالىمقام خود را به دربار امپراتور ژاپن فرستاد ؛ و چهار سال بعد يعنى در سال 1628 كمپانى هلند هيأتى به نمايندگى خود به همين كشور ، و سال 1456 هيأت ديگرى به مملكت چين اعزام داشت چون اين هر سه هيأت به وظايف خود وقوف كامل نداشتند و افرادشان فاقد استعداد و قابليت كافى بودند ، و بىاعتنا به دستوراتى كه به آنان داده شده بود هر يك خودسرانه بنا به ذوق و هوس خويش راه و روشى در پيش گرفت هيچ كدام در مأموريت خود كمترين موفقيّتى به دست نياورد .
چون روحانيان پيرو مذهب كاتوليك در دربار امپراتور چين داراى اعتبار و احترامند چنانچه كمپانى فرانسه از وجود اين گروه كسان استفاده كند قادر به انجام كردن خدمات مهمى خواهد بود . به هر روى تأخير انداختن اقدامات لازم در اجراى طرحها و نقشههاى مورد نظر به هيچ عذر و بهانه روانيست ؛ زيرا اگر شروع كار يك ماه حتى بيست روز دنبال بيفتد بسا كه جبران آن در مدت يك سال ميّسر نشود ؛ و چون
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 567
مساهمون: ژان شاردن
ص٥٦٧