است به خدمت گرفتن چنين افراد لايق و مستعد البتّه لازم و مفيد خواهد بود . تكرار اين نكته نيز به مورد است كه به منظور دست آوردن موفقيّت بيشتر ، و در اجراى اين طرحها و فعّاليّتهاى مهم بايد تا آخرين حدّ امكان از وجود افراد متبحّر و تجربت آموخته ، و آنان كه ساليانى از عمر خود را در درياها گذرانده ، با خطرات بسيار رويارو شده ، و بر همه فائق آمدهاند ، استفاده شود . به سخن ديگر همچنان كه جنگ و ستيز با دشمن بزرگ مستلزم حضور جنگاوران پردل و مصاف ديده است ، لازمهء توفيق در اين طرحهاى عظيم بهرهيابى از وجود ناخدايان و جاشوان متبحّر و ورزيده مىباشد .
چنين مىنمايد كمپانى فرانسه آقاى دولينى يكى از مردمان هلند را به كار گرفته است . وى افزون بر اين كه مردى با همت و پركار و جدى است اطلاعات بسيار وسيعى دربارهء مناطق جنوب دارد و البته بسيار بجاست ، كمپانى چندان كه مىتواند از وجود چنين افراد آگاه و صاحبنظر استفاده كند . زيرا در اقليم هند بسيار جاهاى مساعد و حائز اهميت است كه حاكميت بر آنها داراى فوائد زياد مىباشد . و بر اين اعتقادم اگر من به همكارى با كمپانى فرانسه بپردازم ، به تحقيق آنان نيز به پذيرفتن خدمت در كمپانى مايل و شايق مىشوند .
بايد در مواظبت و نگهدارى هرچه خوبتر كالاهاى تجارى ، مخصوصا حفظ موادّ خوراكى اهتمام بسيار به كاربرد و هرچه جعبه و صندوق يا لفّاف براى حفاظت آنها لازم است آماده كرد ، زيرا در غير اين صورت موادّ خوراكى عيبناك و فاسد مىشوند ، و اگر خداىناكرده چنين وضعى پيش آيد نه تنها زيان مادّى فراوان به كمپانى مىرسد بل كه سرنشينان كشتى اعم از ناخدايان و جاشوان و ساير خدمه و ديگر سرنشينان بيمار مىشوند ، و كمپانى به صورت سواركارى درمىآيد كه اسب خود را از دست داده است ؛ و بديهى است همچنان كه يك سواركار دانا از مركوب خويش با نهايت دقت مواظبت مىكند ، كمپانى نيز چندان كه در توان دارد بايد در سلامت و آسايش و آرامش ملاحان و كاركنان خود بكوشد ، و خاطرنگهدارشان باشد .
زيرا اسب است كه ارّابه را مىكشد ، و ارّابه بدون اسب هرگز نمىتواند از جا بجنبد .
كمپانى هلند در آغاز تشكيل بر اثر عدم آگاهى و كارآيى دچار اشتباهات بزرگ و زيانها و ضايعات عظيم شد ، اما پس از اين كه طىّ پنجاه سال به خسارتهاى زياد ناشى از آسانگيريها و غفلتهاى خويش آگاه شد ، با به كار گرفتن افراد متخصّص و ورزيده ، و اصلاح اشتباهات خود ضايعات و خساراتش را جبران كرد ، و مبانى
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 570
مساهمون: ژان شاردن
ص٥٧٠