نگارش اين نامه شده دلبستگى به پيشرفت كارها و امور آقاى شاردن است كه مدّت زمانى است وارد اين شهر شده است ، و اكنون بر اين نيّت است هر چه زودتر به دربار اعليحضرت همايون رو آورد ، و افتخار آستان بوسى معظم له را كه ملجاء جهانيان است دريابد . سزاوار و لازم است كه شما از مقاصد و مستدعياتى كه وى از دربار گردون - مدار شاهنشاه دارد هر چه بيشتر و بهتر آگاه شويد و او را چندان كه مىتوانيد در راه وصول به مقاصدش يارى كنيد و منتظرم هر چه زودتر از مساعدتهايى كه نسبت به پيشرفت كار اين دوست گرامى من به عمل مىآوريد آگاه شوم . من از پروردگار بزرگ از صميم قلب خواستارم وى را از سعادت شرفيابى و تقرّب به آستان شاهنشاه بهرهمند و سرافراز فرمايد . و به آنچه آرزو دارد كامياب شود .
آنگاه براى خداحافظى با يكايك بزرگان و اعيان شهر ديدار كردم . يكى از آنان محمّد شفيع مدير كلّ مسكوكات بود . وى به من توصيه كرد از راه اردبيل به اصفهان بروم . گفت : در آن شهر ممكن است مقدارى از چيزهايى را كه با خود داشتم بفروشم . به او قول دادم رهنماييش را به كار بندم و از آن راه به سفرم ادامه بدهم .
آنگاه سفارشنامهاى را كه خطاب به حاكم اردبيل نوشت گرفتم . حاكم اردبيل از خويشاوندان نزديك مدير كل مسكوكات بود و اينست آنچه وى به حاكم اردبيل نوشته بود .
هو ، جناب اجل اكرم مظهر لطف و كرامت ، اسطورهء رأفت و مرحمت ، پشتيبان حقيقى دوستان و بستگان و مخلصان ، نمونهء تقوا و فضيلت و صفوت ؛ از پروردگار بزرگ خواستارم كه وجود گرامى و فياض شما را از همهء بديها در امان بدارد ، و زندگى بس دراز به شما كرامت فرمايد . پس از تقديم مراتب بندگى و اخلاص به شرف عرض عالى مىرساند : آقاى شاردن گل سرسبد بازرگانان اروپايى كه انديشهاش چون آفتاب تابناك و درخشان است بر اين نيّت بود كه از راه قزوين به پايتخت شاهنشاه عالم پناه سفر كند ؛ من بنده كه از ارادتمندان صادق و صميمى آن جناب مىباشم وى را راهنمايى و موافق كردم از راه اردبيل بگذرد . وى كالاهائى گرانبها و كمياب همراه دارد كه اگر آن جناب به ديدن آنها رغبت خواهند داشت . همچنين اميدوارم به همه خدمتگران و كارگزاران و مأموران خود دستور اكيد خواهيد فرمود كه در نكوداشت اين شخصيّت نجيب كه به كشور ما وارد شده از هرگونه راهنمايى و مواظبت و نگهبانى دريغ ندارند . من خود را آماده سفر به تفليس مىكنم و اگر خدا بخواهد در آخر ماه
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 462
مساهمون: ژان شاردن
ص٤٦٢