ذىحجّهء آينده راهى آنجا مىشوم ، و اگر در آن سفر خدمتى به اين كمترين ارجاع فرمايند البته با شوق و افتخار تمام به انجام دادن آن مىكوشم . باور كنيد ارزندهترين و ارجمندترين هديهها براى من مژدهء تندرستى آن جناب است . دعا و آرزويم اينست كه خداى بزرگ به كرم عميم خود وجود عاليقدر شما را تا روز شمار از هر گزند در امان بدارد .
من دوست صميم عالى جنابان آقايان جهان بيگ ، يحيى بيگ ، محمد بيگ هستم و اطمينان دارم كه وجود گراميشان قرين تندرستى و شادكامى است .
مهرنامه شعرى به اين مضمون بود : خودم را به خدا مىسپارم بندهء خدا محمد شفيع
در بالا و گوشهء نامه با خطّ ريزتر نوشته بود : خداوند سلامت دوستم را پاينده بدارد و پيوسته نگهبانش باشد .
حقيقت اينست كه احترامات و ادبى كه مردم مشرق زمين هنگام سخن گفتن با هم ، يا در نامهنگارى رعايت مىكنند در هيچ نقطهء روى زمين رعايت نمىشود . نامهنگارى در مشرق زمين تابع شرايط و آداب خاصّى است . نخست در انتخاب كاغذ بايد نهايت دقّت و حسن سليقه را به كار برد . در مشرق زمين هفت تا هشت نوع كاغذ وجود دارد به اين شرح : سفيد ، زرد ، سبز ، قرمز و رنگهاى ديگر ، از جمله كاغذهايى كه به طريقى خاصّ مطّلا يا مفضّض شده ، امّا سادهترين و در عين حال مرغوبترين آنها كاغذ سفيد است كه با رگههاى ظريفى از رنگ طلايى مزيّن و نقشپذير شده است تا مركب روى آنها پهن نشود . دوّمين شرط ادب در نامهنگارى اينست كه نام گيرندهء نامه را با رنگى جدا از رنگ نامه ، و در بعضى مواقع به رنگ طلا نويسند . شرط سوّم جا گذاشتن حاشيهء زياد مىباشد چنان كه يك سوّم ورقهء سفيدى را كه براى نامهنگارى در نظر گرفته شده ننوشته و سفيد باقى مىگذارند . چهارم اينكه نامهها بايد به مهر نويسنده ممهور باشد ، و مهر نهادن بر نامه نيز آداب و رسومى جداگانه دارد به اين شرح : براى اينكه نويسندهء نامه به گيرنده نهايت ادب و احترام را به جا آورده باشد مهرش را به گوشهاى از پشت نامه چنان مىزند كه اثر قسمتى از مهرش معلوم نباشد ، و اين گوياى اين نكته است كه من نويسنده اين قدر و لياقت ندارم كه همهء وجود خود را متجلّى سازم و بر حسب اينكه نويسنده و گيرندهء نامه نسبت به هم چه موقع و مقامى داشته باشند مهر به يكى از سه جاى نامه زده مىشود . اگر از لحاظ
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 463
مساهمون: ژان شاردن
ص٤٦٣