به عكسالعمل گاو در برابر تيغ كشتار كننده تفأّل مىزنند و پيشگويى مىكنند .
فىالمثل اگر حيوان به هنگام قربانى به ستيزگرى و شاخ زدن پرداخت ، پيشبينى مىكنند كه در آن سال جنگ روى مىدهد ؛ اگر در آن حال تپاله انداخت مىگويند در آن سال نعمت فراوان ، محصول زياد و ارزان مىشود ؛ و اگر بشاشد شراب زياد و پربركت خواهد بود . اگر گاو خرمايى رنگ باشد تلفات مردها و اسبها زياد مىشود ، و اگر به رنگهاى ديگر باشد نشان شادى و خرّمى است . شگفت اينكه با اينكه اين تفأّلات و پيشگوييها غالبا نادرست از كار در مىآيد ، از اعتقاد مردم جاهل و زودباور به اين ترّهات و اباطيل چيزى كاسته نمىشود .
اما دربارهء عيد نوئل ، مردم كلشيد همانند ساكنان مغرب زمين نيمه شب سرود قداس مىخوانند ؛ اما اين سرودخوانى چنان برگزار مىشود كه به مجلس سرور و سور بيشتر مانند است . و چون همهء مردم از چهل روز پيش از فرا رسيدن نوئل روزهدار بودهاند ، و لاغر و سست گشتهاند از نيمه شب نوئل آزمندانه با خوردن گوشت خروسهاى اخته و پرندگان ديگر ، و افراط در نوشيدن شراب تا بامدادان محروميتهاى چهار هفتهء سپرى شده را جبران مىكنند ، و خدا را سپاس مىگويند كه سال نو را با خرّمى و شادى آغاز كردهاند . آنگاه بامدادان نيمه مست به كليسا مىروند ، و سبدهايى پر از نانهاى پخته شده با تخممرغ و پنير ، انگور ، سيب ، گردو ، فندق و ديگر خوراكيها ، با خود مىبرند . اين همه را روى گور بستگان خود مىگذارند ، و به شنيدن سرود قداس گوش فرا مىدارند . وقتى مراسم پايان يافت ، و كشيش لباس روحانيت را از تن به در كرد ، در حالى كه مجمر به دست دارد به يكايك مزارها نزديك مىشود و خوردنيهايى را كه روى آنهاست تقديس مىكند . در اين هنگام هر كس شمع خود را روشن مىكند ، و دو دانه كندر در آتشدان كشيش مىاندازد ، و قرص نانى به او مىدهد . آنان كه چند كبوتر با خود آوردهاند آنها را مىكشند و خونشان را روى گور مردگان خود مىريزند .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: ژان شاردن
ص٢٢٣