اين رسم نامعقول نفرتانگيز در اينروزگاران در حوزهء روحانى سيپورياس (
siporias
) كه آباءته آتن (
theatins
) در آن نفوذ دارند كاملا متروك مانده ، و مينگرليها نيز بدان عمل نمىكنند ؛ و اين بيزارجويى بر اثر تبليغ اين واقعيت است كه اين آيين از يهوديان اقتباس شده ، و از آن مسيحيان نيست . سر و پاچهء بره متعلق به كشيش است ، باقى را به خانه مىبرند و مىپزند . وقت ناهار يا كمى زودتر در حالى كه برهء پخته را روى چرخى گذاشتهاند به كليسا باز مىگردانند . يك ديگ بزرگ پر از خمير ، سبدى آگنده از نان ، با تخممرغ ، پنير ، تخممرغ پختهء رنگ شده به الوان مختلف ، سبد ديگرى پر از گوشت ، دو ظرف پر از شراب ، از جملهء لوازم پذيرايى همراه آنهاست . همهء اينها را روى گور مرده مىگذارند . آنگاه كشيش تمام اين خوردنيها و آشاميدنيها را تقديس مىكند ، و سهم تخممرغ و پنير و نان خود را مىگيرد .
بنا به رسم بستگان متوفى مقدارى كتان يا كرباس يا يك يا دو پيراهن به او مىدهند .
آنان كه با متوفى قرابت بيشتر دارند معمولا سخاوت بيشتر ظاهر مىكنند ، و با اهداى برخى چيزها ، كشيش را كاملا از خود راضى و خشنود مىسازند . همهء حاضران به دو دسته تقسيم مىشوند . روى چمن مىنشينند ، و هر دسته براى خود سفرهاى مىگستراند .
كشيش برابر سفرهء مخصوص خود مىنشيند ، و پيش از آنكه حاضران دست به سفره دراز كنند مراسم تقديس را با صداى بلند به جا مىآورد . سپس همگان به خوردن آغاز مىكنند ، و گاهى برخى از كسانى كه بر سر يكى از دو سفره نشستهاند بر سفرهء ديگرى مىنشينند و برعكس . وقتى پايان غذا خوردنشان نزديك مىشود يك دسته در حالى كه آواز مىخوانند و براى دستهء ديگر تندرستى و نيكبختى و آسايش آرزو مىكنند ، و نغمههاى طربافزا مىخوانند به سوى آنان مىروند . آنان نيز چنين مىكنند و با آوازخوانى و شادى به طرف سفرهء دسته اول مىروند . نزديك غروب زنان دستهجمعى به شيوهء مرسوم سرزمين خود به رقص و پايكوبى مىپردازند ، و سرانجام چون شب فرا رسيد صحرا و چمن را به ياد و نام خدا ترك مىكنند و به خانهء خود مىروند .
مردم كلشيد روز معراج حضرت عيسى را كه آمگلبا (
amegleba
) مىگويند جشن مىگيرند . در اينروز خوك يا مرغ مىكشند . خوراكها و خورشهاى خوب مىپزند . هر يك آنان شمعى مىافروزد . بخور در آتش مىريزد ، از پروردگار درخواست مىكند كه سالها چنين روز فرخندهاى را نصيبش كند ، و چندين برابر بر شمار زنبوران عسل بيفزايد .