مىبرد . از آن پس جمعيت بدون نظم ، در حالى كه سرود كيرى اليسون را مىخوانند چنان تند مىروند كه اغلب ناچار به توقف مىشوند تا كشيش كه مردى سالمند است و عقبمانده به آنها برسد .
سرانجام كشيش در حالى كه سر و صورتش از گرد و غبار پوشيده شده ، عرقريزان به آنان مىپيوندد . جمعيت با غريو و جنجال او را مىپذيرد و به سبب اين كه دنبال مانده مسخرهاش مىكنند . اما كشيش بىاعتنا به شوخيها و مسخرگيهاى جماعت كنار آب به خواندن دعا مىپردازد و پس از ختم آن بخور را در آتش و روغن گردو را در رودخانه مىريزد . بعد پنج شمعى را كه روى كدو نصب شده روشن ، و روى آب رها مىكند ، و آن بسان مشعلى با جريان آب پيش مىرود . سپس صليبى را در رودخانه رها مىكند . با چيزى شبيه لوله روى حاضران آب مىافشاند . افراد جمعيت بىدرنگ روى خود را با آب رودخانه مىشويند سپس هر كدام يك بطرى آب برمىدارند و به خانهء خويش بازمىگردند .
يكى ديگر از جشنهاى مينگرليها عيدى است كه آن را مارسوبا (
marsoba
) مىگويند ؛ و روز سنت آگنس (
sainte agnes
) 21 ژانويه در كليسايى معروف به موسى و هارون به منظور گرفتار نشدن به درد چشم برپا مىدارند . هنگام رفتن به كليسا هر كس هديهاى با خود مىبرد . اين هدايا ممكن است كمى موم ، مقدارى ريسمان يا طناب و امثال اينها باشد . اين هدايا را به كشيش مىدهند . او آنها را دور سر اهداكنندگان مىگرداند ، سپس تقديم تصاوير مقدس مىكنند تا آنان را از گزند چشم مصون بدارد .
يكى ديگر از جشنهايى كه به مناسبت تصادف با پنجشنبهء هفتادمين روز قبل از عيد فصح برپا مىدارند كاپونوبا (
caponoba
) ناميده مىشود . در اينروز خروس اختهاى را به نذر شادكامى و خرمى و رفاه خانواده مىكشند ، و چنان كه شيوه و هدف مينگرليهاست كه در جشنها همواره به آشاميدن شراب و خوردن و عيش و شادكامى بكوشند ، در اين عيد نيز از خوردن و آشاميدن و كامرانى باز نمىايستند . روز دوشنبه شصت روز پيش از عيد پاك (
sexagesime
) ، از خوردن گوشت خوددارى مىكنند و تا روز قبل از عيد خود را به خوردن پنير و تخممرغ خرسند مىدارند زو مىگويند اين عيد را به خاطر شادى روح اموات برپا مىدارند . روز دوشنبه بعد را نيز به مناسبت فرا رسيدن ايام روزهدارى جشن مىگيرند .