فصل سوّم مطرانهاى كلشيد
مينگرليها به تنهايى شش حوزهء اسقف نشين دارند : داندرليها (
dandrelliens
) كه حوزهشان تا مرز ابخاز ادامه مىيابد ؛ منطقهء مكارها (
moquariens
) ، حوزهء بديلها (
bediellens
) كه در طول ساحل درياى سياه زندگى مىكنند ؛ حوزهء سزلها (
caiselliens
) و اسكالينژيشلها (
ascalingichel
) و اسكواندلها (
scoindeliens
) كه در مجاورت سرزمين ايميرت ، و كوه قفقاز واقع است . اسقفهاى اين نواحى شش گانه اصولا به مسائل مذهبى و روحانى نمىپردازند ؛ به كليساهاى حوزهء خود سركشى نمىكنند ، و همهء وظايف و امور مذهبى را به كشيشانى كه هر يك از ديگرى جاهلتر است مىسپارند . آرى ، اسقفها به تعميد اطفال نمىپردازند . از مردانى كه دو زن مىگيرند مؤاخذه نمىكنند ، و به تولد نوزادان اعتنا ندارند ؛ مادران نامهربان و فاقد احساسى كه نوزادان خود را پس از تولد زنده به گور مىكنند ، يا به گونهء ديگر رشتهء حياتشان را مىگسلند مجازات نمىكنند . اين گروه خطاكاران نه از مقامات روحانى مىهراسند ، و نه از پادشاه مىترسند ، زيرا هيچ يك اين دو مقام به تنبيه و مجازاتشان نمىپردازد .
اين اسقفها دائم در انديشهء خوشگذرانى ، سورچرانى ، مى خوارى و گردش و سرگرمىاند . هر جا مشروب خوشگوار موجود باشد حضور مىيابند و چندان مىنوشند كه از خود به در ، و به عالمى ديگر مىشوند . اين رهبران روحانى عالى مقام در آراستن تن خود به جامههاى فاخر و گرانبها شوق و علاقهاى وصف ناپذير دارند . تن و لباس خود را به مرواريد و ديگر چيزهاى گرانبها مىآرايند ، گويى بر اين باورند كه بدينسان خشم و غضب پروردگار دانا نسبت به ايشان و اعمال زشتشان كاسته مىشود . اين