تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة الولي فيمن رأى القائم المهدي ( ع ) ( روزنه اى به خورشيد ) ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
داد پر كن . » حضرت عسكرى - عليه السّلام - مرا صدا زده و فرمود : عمه جان ! كودكم را بياور . كودك را كه نزد آن حضرت بردم ، پرنده‌هائى بر بالاى سرش به پرواز درآمدند . حضرت يكى از آنها را صدا زده و به او فرمودند : او را بردار و محافظت كن و در هرچهل روز به ما برگردان . پرنده او را برداشته و به سوى آسمان برد و ديگر پرندگان به دنبال او رفتند ، و شنيدم كه حضرت عسكرى - عليه السّلام - مىفرمود : من تو را به همان كس سپردم كه مادر موسى وى را به او سپرد . نرگس گريه‌اش گرفت و حضرت به او فرمود : ساكت باش ، زيرا شير خوردن جز از پستان تو بر او حرام است و به زودى بسوى تو برمىگردد ، چنان كه موسى به مادرش برگشت و اينست فرمايش خداوند متعال كه فرمود :
« فَرَدَدْناهُ إِلى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ . »
« 1 » حكيمه گويد : پرسيدم اين پرنده چه بود ؟ فرمود : اين روح القدس است كه بر امامان موكّل و آنان را نگهبانى و همراهى و به علم و دانش پرورش مىدهد . حكيمه گويد : بعد از چهل روز كودك برگردانيده شد و برادرزاده‌ام كسى را دنبال من فرستاد و من به خدمت حضرت رفتم . ديدم كودكى در حركت است و راه مىرود ، گفتم : اى آقاى من ! اين كودكى دو ساله است ! حضرت تبسّم فرموده و گفت : فرزندان پيامبران و جانشينان آنها در صورتى كه پيشوا و امام باشند بر خلاف ديگران رشد و نمو مىكنند . كودكان ما در يك ماهگى مانند كودكان يك ساله هستند و در شكم مادر صحبت مىكنند و قرآن مىخوانند و پروردگارشان را مىپرستند و به هنگام شيرخوارگى ، ملائكه از آنها اطاعت كرده ، صبح و شب بر آنها نازل مىشوند . حكيمه گويد : من در هرچهل روز يك مرتبه مرتب او را مىديدم تا
هامش
( 1 ) - قصص / 13 : او را به مادرش برگردانديم تا چشمش روشن شود و غمگين نباشد .