52 . حسن بن عبد اللّه تميمى
شيخ طوسى در كتاب « الغيبه » ، از احمد بن على رازى ، از ابو ذر احمد بن ابى سوره ، كه وى همان محمد بن حسن بن عبد اللّه تميمى است ، كه زيدى مذهب بود ، نقل كرده است كه وى مىگويد :
من اين داستان را از عده زيادى شنيدم كه آن را از پدرم نقل مىكردند كه : من به سوى حيره حركت كردم . هنگامى كه به حيره رسيدم ، جوانى خوشصورت را در حال نماز خواندن ديدم . بعد از اتمام نماز به « مشرعه » آمديم . به من گفت : اى ابو سوره ! كجا مىخواهى به روى ؟
گفتم : كوفه .
گفت : با چه كسى ؟
گفتم : با مردم .
گفت : ما نمىخواهيم دستهجمعى برويم .
گفتم : پس با كه برويم ؟
گفت : هيچكس را نمىخواهيم .
گويد : آن شب را تا به صبح راه رفتيم ، تا به قبرستان نزديك مسجد سهله رسيديم . گفت : آنجا منزل تو است اگر مىخواهى برو ، سپس گفت : تو به ابن زرارى علىّ بن يحيى خواهى گذشت . به او بگو از مالى كه نزد او است به تو بدهد .
گفتم : به من نخواهد داد .
گفت : به او بگو . اين نشانى كه آن پول اينقدر دينار و اين اندازه درهم است . و در فلان جا است ، و او مىبايد اين اندازه پرداخت كند .