استمرار اعتقاد به وجود خود را در معتقدان به وجود خويش نگه مىدارد .
تابشى از پس ابر
خورشيد آسمان ولايت ، ستاره فروزان حضرت زهرا - سلام اللّه عليها - ، حضرت بقيّة اللّه - ارواحنا فداه - نيز بدينگونه در دوران تاريك و ابر گرفته غيبت عمل نموده ، و مشيّت الهيه بدينگونه جارى گشته كه گهگاهى بر بام خانهاى و بر روزنه كاشانهاى بتابد . و ديدگان انسان دلباختهاى را به جمال خود روشن كند . گاهى در مكه جلوهاى كند و زمانى در كربلا ، گاهى در عرفات و گاهى در منى . زمانى عالمى بزرگوار و فقيهى پاكدامن و عابدى شبزندهدار همچون مقدس اردبيلى و سيد بحر العلوم را موفق به ديدار كند . و گاهى بر سر قبر هود و صالح بر دانشمندى وارسته و عالمى بزرگوار و شيدائى از همهجا بريده و سر بر آستانش گذاشته همچون مرحوم ميرزا مهدى اصفهانى جلوه نمايد . لحظهاى به عيادت بيمارى بر روى تخت افتاده و دست بر دامان او زده رود . و زمانى پژوهشگرى كه در تحقيق و نوشتن خسته شده و بر ادامه تاريكى شب اميدوار كه اين كتابى كه در دست دارم پايان پذيرد را نوازشى كند ، و در نوشتن كتاب به كمك او آيد . روزى شيعيان گرفتار را از دست دزدان عنيزه نجات دهد . و روزى ديگر مشكل شيعيان بحرين را با يك جلوه بر شيخ محمّد بن عيسى بحرينى حل كند . و وزير ناصبى ملحد را رسوا سازد ، و بر دوران گرفتارى و اختناق دوستان بحرينى خود خاتمه دهد . اينها همه از باب همان تابش گهگاهى خورشيد است و بيرون آمدن از پس ابر غيبت ، تا آفتاب خود دليل آفتاب باشد و نيازى براى اثبات وجودش به ادله عقليه و نقليه نداشته باشيم .