42 . ابو العباس محمد بن جعفر حميرى و گروهى از قم
شيخ صدوق ، از ابو العباس احمد بن حسين بن عبد اللّه بن محمّد بن مهران ابى الازدى عروضى در مرو ، از ابو حسين بن زيد بن عبد اللّه بغدادى ، از ابو الحسن على بن سنان موصلى روايت كرده است كه : پدرم به من گفت :
بعد از رحلت حضرت امام حسن عسكرى - عليه السّلام - كاروانى از قم و جبال به سامرا آمده و اموالى را طبق معمول با خود آورده بودند و از شهادت حضرت خبر نداشتند . بعد از آمدن به سامرا و خبردار شدن از شهادت آن حضرت ، از جانشين آن بزرگوار جويا شدند . به آنها گفته شد برادرش جعفر بن على است . از او پرسيدند ، به آنها گفته شد : براى تفريح از شهر بيرون شده و در دجله مشغول قايقرانى و شرابخوارى است و عدهاى از آوازهخوانها با او مىباشند . آنان با يكديگر به مشورت پرداخته و گفتند : اينها صفات و ويژگىهاى امام نيست . بعضى از آنها گفتند : برگرديم و اين اموال را به صاحبانش برگردانيم . ابو العبّاس محمد بن جعفر حميرى قمى گفت : بايستيم تا اين مرد برگردد و درباره او تحقيقى بيشتر كنيم .
بعد از آنكه جعفر برگشت نزد او رفته سلام داده و گفتند : اى آقاى ما ! ما عدهاى از اهالى قم مىباشيم . چند تن از شيعيان و غيرشيعه با ما هستند . اموالى را براى حضرت عسكرى - عليه السّلام - آوردهايم .
جعفر پرسيد : آن اموال كجا است ؟
گفتند : با ما است .
گفت : بياوريد نزد من .
گفتند : اين اموال داستانى شنيدنى و مخصوص دارد .