تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة الولي فيمن رأى القائم المهدي ( ع ) ( روزنه اى به خورشيد ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
با خود گفتم : اگر اين شخص امام باشد معلوم مىشود كه امامت تغيير يافته است . زيرا من او را به آشاميدن آب‌جو و قماربازى و نواختن تار و طنبور مىشناسم . جلو رفته و به او تسليت و تهنيت گفتم . چيزى از من نپرسيد . بعد « عقيد » از منزل بيرون آمده و گفت : آقاى من ! برادرتان كفن شده ، براى نماز خواندن بر او حركت كن . جعفر بن على در حالى كه عده‌اى از شيعيان اطرافش را گرفته و سمان و حسن بن على معروف به سلمه ، كه على پدرش به دست معتصم كشته شده بود ، در جلو او حركت مىكردند ، براى نماز خواندن وارد شد . وارد خانه كه شديم ، ديديم جنازه حضرت عسكرى - عليه السّلام - كفن شده و آماده است . جعفر براى نماز خواندن جلو رفت ، همين كه خواست تكبير بگويد ، كودكى گندم‌گون ، پيچيده موى ، گشاده دندان ، مانند پاره ماه بيرون آمد . عباى جعفر را گرفته و به يكسو زد و فرمود : عمو كنار برو ، من به نماز خواندن بر جنازه پدرم سزاوارتر مىباشم . جعفر به يكسوى رفت در حالى كه رنگ صورتش پريده بود . آن كودك جلو رفته و بر بدن پدر نماز خواند و او را در كنار قبر پدر بزرگوارش دفن كرد . بعد فرمود : اى بصرى ! پاسخ‌هاى نامه‌هائى را كه با تو هست ، بده . آنها را به آن حضرت دادم و با خود گفتم : اين دو علامت ، سوّمين نشانه كه هميان باشد باقى مانده است . بعد نزد جعفر بن على رفتم درحاليكه به شدّت آه مىكشيد . حاجز وشاء به او گفت : آقاى من ! اين كودك كه بود ؟ تا حجت را بر او تمام كند . گفت : به خدا قسم تاكنون او را نديده و نمىشناختم . ما نشسته بوديم كه عده‌اى از اهالى قم وارد شده و جوياى حال حضرت عسكرى - عليه السّلام - شده و از رحلت حضرت آگاه گشته و گفتند : امام بعد از آن حضرت كيست ؟ مردم آنان را به سوى جعفر بن على راهنمائى كردند بر او سلام داده و تسليت و تهنيت گفتند . و اظهار داشتند كه نامه‌ها و اموالى را با خود آورده‌اند ، بگو اينها از كيست ؟ و مقدار مال چيست ؟ جعفر از جا برخاسته در
تبصرة الولي فيمن رأى القائم المهدي ( ع ) ( روزنه اى به خورشيد ) ( فارسى ) — صفحة 142 | افتخار زاده / السيد هاشم البحراني