تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة الولي فيمن رأى القائم المهدي ( ع ) ( روزنه اى به خورشيد ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
گفت : چه داستانى و خبرى ؟ گفتند : اين اموال مربوط به همه شيعيان است كه از هرنفر يك يا دو دينار گرفته شده و در كيسه‌اى نهاده و بر آن مهر زده‌اند و ما هروقت اين اموال را نزد حضرت عسكرى - عليه السّلام - مىآورديم ، حضرت اسم صاحبان اينها را يكىيكى با تمام خصوصيات آنها مىگفت . حتى نقش مهر هريك از آنها را مشخص مىفرمود . جعفر گفت : شما به برادرم دروغ مىبنديد و كارى را كه او انجام نداده است به او نسبت مىدهيد . اين علم غيب است . آنان به يكديگر نگاه كرده و جعفر مىگفت : اين اموال را نزد من بياوريد . ولى آنان گفتند ما اجير و نماينده ديگران مىباشيم و جز با همان نشانه‌هائى كه از مولاى خود حضرت عسكرى - عليه السّلام - مىشناخته‌ايم به كسى ديگر نخواهيم داد . اگر تو امام هستى دليلى روشن براى ما بياور و الّا ما اين اموال را به صاحبانش برمىگردانيم كه هركار خواستند بكنند . جعفر نزد خليفه كه در آن ايام در سامرا بود رفته ، از آنان شكايت كرد . خليفه آنها را احضار كرده و به آنان گفت : اين اموال را به جعفر تحويل دهيد . گفتند : خداوند امير المؤمنين را شايسته بدارد ، ما مردمى كارگزار و نماينده و وكيل ديگران هستيم . صاحبان اين اموال به ما گفته‌اند كه اينها را جز با نشانه و علامت مخصوصى كه در گذشته از حضرت عسكرى - عليه السّلام - مىديده‌اند به كسى ندهيم . خليفه گفت : آن نشانه‌اى كه با حضرت عسكرى بود چه بود ؟ گفتند : آن حضرت خصوصيات دينارها و صاحبان و اندازه و مقدار پول‌ها را مىگفت ، و بعد از گفتن ، ما اموال را به حضرت تسليم مىكرديم ، و اين سنت هميشگى حضرت بود كه بارها به همين كيفيّت خدمتش مىرسيديم و امانات را مىداديم . اگر اين مرد ، جانشين او و صاحب اين امر است ، همان دليل و برهانى كه برادرش براى ما اقامه مىكرد ، اقامه كند ، و الّا به صاحبانش برمىگردانيم .
تبصرة الولي فيمن رأى القائم المهدي ( ع ) ( روزنه اى به خورشيد ) ( فارسى ) — صفحة 145 | افتخار زاده / السيد هاشم البحراني