همان لحظه آن حضرت جان به جان آفرين تسليم كرد ( درود و رضوان خدا بر او باد ) .
در سامرا در كنار مرقد مطهر پدرش حضرت هادى - عليه السّلام - دفن شد و به كرامت خداوند متعال پيوست ، عمر شريف آن حضرت در آن روز بيست و نه سال بود .
گويد : عباد دربارهء اين حديث به من گفت كه : « حديث » مادر حضرت عسكرى - عليه السّلام - هنگامى كه از شهادت حضرت باخبر شد ، از مدينه به سامرا آمد . وى داستانهائى با برادر آن حضرت يعنى جعفر كذّاب دارد كه ذكر آنها موجب طولانى شدن مطلب مىشود و ملالتآور است ، كه چگونه خواهان ميراث شد و نزد پادشاه سعايت كرد . و آنچه را كه خداوند دستور داده بود كه مخفى بماند آشكار كرد . و در آن هنگام صيقل مدعى شد كه حامله است او را به خانه معتمد عباسى نزد زنان و خدمتگزاران او بردند و همچنين نزد زنان و خدمتگزاران موفق و زنان قاضى ابن ابى الشوارب بردند كه مراقب او باشند و از او مواظبت كنند تا فرزندش متولد شود .
و بالاخره با جريان صفار و مرگ ناگهانى عبيد اللّه بن يحيى بن خاقان و بيرون رفتن آنان از سامرا و خروج صاحب الزنج « 1 » در بصره و ديگر حوادث ، موضوع از اذهان خارج شد و ديگر كارى به او نداشتند .
ابو الحسن على بن محمد بن حباب از ابو الاديان ، و نيز ابو محمد خيرويه بسرى ، و حاجز وشّاء ، و همچنين ابو سهل بن نوبخت همگى از عقيد خادم روايت كردهاند كه گفت : ولىّ خدا حجّت بن الحسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابيطالب - عليهم السّلام - در شب جمعه اول ماه رمضان سال دويست و پنجاه و چهار هجرى متولد شد . كنيهاش ابو القاسم و گفته شده است : ابو جعفر ، و لقبش مهدى - عليه السّلام - است . او حجّت خداوند متعال در روى زمينش بر
هامش
( 1 ) - ابن اثير در حوادث سال 255 گويد : بشوال اين سال در فرات بصره مردى خروج كرد و خود را على بن محمد بن احمد بن عيسى بن زيد بن على بن حسين بن على بن ابيطالب خواند و زنگيان را كه در سباخ بودند فراهم ساخت و از دجله گذشته . . . ( فرهنگ دهخدا ) .