تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست منتجب الدين — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
انزل إليك من ربك وان لم تفعل فما بلغت رسالته " گفته ( صفحه 41 نسخه مطبوعه در إيران به سال 1328 وصفحه 50 نسخ مطبوعه در إيران به سال 1260 وصفحه 39 نسخه مطبوعه در إيران به سال 1265 ) . واز جمله حكايات شنيدنى آنكه يكى از معاندين در رساله بر حديث غدير اعتراض كرده ، كه هرگاه حضرت رسالت ( ص ) بر خلافت علي ( ع ) نص مىكرد ، چرا به طريق ديگر احكام در شهر در ميان مردم نمىكرد ، تا پوشيده نماند وكسى انكار نكند ، وچرا در سفر بايستى كرد وبر پالان شتر ، چنان كه كسى دزديده كارى كند ، " مدينه " كجا بود ومسجد ومنبر كجا ، وچون اين كار نزد شيعيان با نبوت برابر است پنهان وبي قباله وگواه نبايست كرد ، تا يكى گويد نشنيدم ويكى گويد حاضر نبودم ، بايستى تصريح نمودن وتوضيح فرمودن ، تا بر كسى مخفى نماند ، چنان كه گفته اند " انه محمد رسول الله " و " ما محمد الا رسول الله " وبا داود " انا جعلناك خليفة " ويا هارون " أخلفني في قومي " وچون واقعه غدير كه در شأن على روايت مىكنند بر اين وجه نيست ظاهر شد ، كه قول شيعه باطل است وشيخ عبد الجليل رازي در جواب فرموده . كه آن ناصبي بايستى ، ( آنگاه عبارت أو را تا اين جزء اگر نام على به تصريح نباشد نقصانى پيدا نمىآيد : نقل كرده است ) . ونيز محقق اردبيلي در " حديقة الشيعة " گفته : ( صفحه 71 نسخه مطبوعه در إيران به سال 1328 هجرى قمري ) ( صفحه 86 نسخه مطبوعه در إيران به سال 1260 هجرى قمري ) ( وصفحه 73 نسخه مطبوعه در إيران به سال 1265 هجرى قمري ) يكى از معاندين أهل سنت انكار آمدن ذو الفقار از آسمان نموده ، وگفته مقصود رافضيان آن است دروغى بر على ببندند ، تا فضيلت أو را زيادت كنند ، ويكى از شيعيان متوجه جواب شده وگفته آمدن ذو الفقار از آسمان در اخبار صحيحه واقع شده ، واين را عجب نبايد داشت كه از آسمان تيغ آيد ، زيرا كه بهتر از تيغ از آسمان چيزها