تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست منتجب الدين — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
الانصاف ، حتى يكون تائر أقواله وافعاله خطاء ورياء " خسر الدنيا والآخرة ذلك هو الخسران المبين " . اگر چه در اين عبارت تصريح نشده است كه در اين مورد از كتاب " نقض " استفاده شده است ، ليكن از كلمه " نظم " به بعد همه از آن كتاب مستفاد ومأخوذ است ، هر كه طالب باشد مراجعه كند ( دو بيت در صفحه 285 نقض وعبارت فارسي نثر مذكور در بعد هم در صفحه 13 آن مندرج است ) . حتى خود قاضى عين همين مضمون را در " مجالس " نيز آورده است ، ونص عبارت " مجالس " ( در أوائل مجلس دوم تحت عنوان بنو حنيف ضمن بيان حال مالك بن نويرة وسوء معامله خالد با أو صفحه 53 - 54 ) اين است : وبر أهل انصاف پوشيده نيست كه باعث فضلاى أهل سنت در ارتكاب أمثال اين تمحلات وكلمات چيست ؟ . . . اين همه از آنست كه مالك دوستدار خاندان بود ، وخالد دشمن على است ، چنان كه شاعر گفته شعر هيچ نپذيرى . . . ( إلى آخر البيتين ) چه خوب گفته شيخ اجل عبد الجليل رازي رحمه الله كه در سينه اى كه بغض پسر أبو طالب قرار گرفت ، طرفه نبايد داشتن ، كه توفيق وهدايت وسعادت واقبال وشريعت وكمال بصيرت وضياى انصاف از آنجا مهجور گردد ، تا هر چه گويد وكند همه خطا وريا باشد " خسر الدنيا والآخرة ذلك هو الخسران المبين " . ودر ترجمه حال مجد الدولة ديلمى نيز اين عبارت نثر را با نسبت به شيخ عبد الجليل نقل كرده است ( رجوع شود به مجلس هشتم جند هفتم صفحه 377 ) . پس به خوبى روشن شد كه در اين مورد نيز استفاده از " نقض " شده است وترجمه عين عبارت بدون تصرف ديگرى نقل گرديده است 3 - اينكه قاضى فرموده :