نباشد وهمچنين " اخواننا " نيز مشعر به تعظيم واجلال بودى اگر
" بغوا علينا " در دنبال نبودى ، پس به منزله آن آمد كه خداى تعالى
گفت " ان الذين آمنوا ثم كفروا " .
واين همان عبارت است كه مصنف در كتاب نقض گفته است
( رجوع شود به صفحه 482 ) چنان كه در مورد سوم نيز نظير اين تطبيق
به عمل آمد .
در مورد هفتم قاضى تصريح كرده است به اينكه كلام از ديگرى
است اما تصريح به اسم قائل نكرده است ، وبا مراجعه به صفحات 358
و 363 كتاب " نقض " معين مىشود كه مراد از " ناصبي كج فهم " صاحب
" بعض فضايح الروافض " ومراد از " بعضي از مؤلفات بىمغز خود "
كتاب نامبرده اوست ، وهمچنين مراد از اين عبارت " وبعضي از أهل
فهم واجله صاحب سهم در ازاله آن وهم فرموده اند " شيخ عبد الجليل
وكتاب نقض وى است ، وچون عبارت بسيار مفصل است هر كه
بخواهد به صفحات معرفى شده از هر دو كتاب مراجعه كند ، تاصحت
اين مطلب را دريابد وعبارت قاضى در مورد هشتم اين است .
ومذهب شيعه امامية آن است كه امامت وخلافت به علم وعصمت
ونص است ، دون نسب وميراث ، كه اگر شيعه در امامت به نسب قائل
بودندى ، پس در أولاد امام حسن كه پسر بزرگتر أمير المؤمنين على
وفاطمة است عليهما السلام قائل به امامت شدندى ، وظاهر است كه
هيچكس دعوى امامت در ايشان نكرده ، واز فرزندان امام زين العابدين
در غير امام محمد باقر دعوى امامت نكنند ، وزيد پسر امام زين العابدين
را به واسطه فقد نص وعصمت امامتش قبول نكنند .
اگر به صفحه 21 كتاب " نقض " مراجعه شود معلوم خواهد شد
كه همين عبارت در آنجاست ( با مختصر تفاوتى ) .
نگارنده گويد مىتواند بود كه موارد ديگرى نيز از اين قبيل
باشد ، ليكن آنچه بر حسب مراجعه تا حدى دقيق من توانستم استخراج
كنم همين چهل مورد است .
فهرست منتجب الدين — صفحة 276
مساهمون: منتجب الدين بن بابويه
ص٢٧٦