تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست منتجب الدين — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
آية " إذ يقول لصاحبه " دلالت بر ايمان يار غار نكند ، همچنان كه آية " يا صاحبي السجن " دلالت بر ايمان يار زندان نكند وگفتن " اخواننا بغوا علينا " دلالت بر نجات يا غيان نداشته باشد ، همچنان كه خواندن كافر آن را برادر پيغمبران در " إلى عاد أخاهم هودا ، والى ثمود أخاهم صالحا ، واذكر أخا عاد - " ومانند آن دلالت بر سلامت عاديان ندارد ، بلكه كافر به دوزخ رود ، هر چند خدايش برادر هود وصالح ( خواند ) ، وپيغمبرش صاحب ومصاحب گويد ، وخارجي به دوزخ رود ، اگر چه على أو را برادر خواند ، و " ان الذين آمنوا " گاهى مشعر به تعظيم واجلال باشد كه اهانت واذلال " ثم كفروا " از دنبال نباشد ، و " رضي الله عنهم " گاهى موجب رضاى ابدى بود كه " فمن نكث فإنما ينكث " در عقبش مشعر به بدى نباشد ، وقول " اخواننا " آنگاه دلالت بر محبت وميل كند ، كه هول " بغوا علينا " در ذيل نباشد ، وقول " اخواننا " آنگاه دلالت بر محبت وميل كند كه هول " بغوا علينا " در ذيل نباشد . وعبارت قاضى در مورد چهارم در ذيل عبارت متن در صفحه 420 كتاب " نقض " ذكر شده است فراجع ان شئت . وعبارت قاضى در مورد پنجم اين است . تنبيه - أهل سنت وجماعت معاوية طاغى را به سبب أم المؤمنين خال المؤمنين خوانند ، براي آنكه خصم أمير المؤمنين على است ، ومحمد بن أبو بكر را هر گز خال المؤمنين نخوانند ، اگر چه برادر عايشه اما شاگرد با اخلاص أمير المؤمنين است ، وحضرت شيخ سنائى در اين باب فرمايد : آنكه مرددها وتلبيس است آن نه خال ونه عم كه إبليس است هر كه را خال از اين شمار بود مرو را با على چه كار بود گر همى خال بايدت ناچار پور بوبكر را به خال انگار