تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست منتجب الدين — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
با همديگر است ، زيرا اين دو اثر هر دو نمونه نثر فارسي يك قرن وتأليف دو عالم متعاصر است ( به دليل اينكه شيخ أبو الفتوح نيز مانند مصنف از قاضى أبو محمد حسن استر آبادي نقل روايت مىكند ، وتفصيل مطلب به كتب تراجم محول است ) وتبصرة العوام نيز از آثار اين زمان است ، واز مقايسه كتاب " نقض " با آن نيز همين نتيجة مذكوره بدست مىآيد ، پس از عبارت مذكوره مصنف دو مطلب اساسى فهميده شد . 1 - اينكه مصنف تعمد داشته است كه اين كتاب ( يعنى نقض ) ساده تر وروان تر باشد ، وهيچگونه تقيد به آراستن عبارت نداشته است بلكه مقصود أو اداى مطالب بوده است بطور وضوح . 2 - كتب ديگر مصنف چنين نبوده است ، بلكه به لسان علمي وبيان خاص عالم فهم بوده است ، به عبارت ديگر در آن تصانيف نظر به يك دسته خاص كه علماء وفضلاء باشند بوده است ، به خلاف كتاب نقض كه هدف آن استفاده خواص وعوام بوده است ، پس در عين حال كه مشتمل بر مطالب عاليه علمي است به لسان عوام فهم گفته شده ، وبه قلم ساده تأليف يافته است ، واين حسنى است كه بالا دست ندارد ، وشايد سبب اشتهار كتاب وبلكه بقاى آن تاكنون در نتيجة رعايت اين حسن بوده است ، والله أعلم . 9 - اينكه منتجب الدين مصنف را به قزوين منسوب نموده ، براي آن است كه أصلا قزوينى بوده است ، ليكن در رى توطن داشته است چنان كه از ملاحظه عبارات چند مورد از كتاب برمىآيد ، از آن جمله عبارت منقوله در سابق است كه دلالت داشت كه مصنف در رى مدرسه داشته است ، وعن قريب از رافعى نيز تصريح به توطن مصنف در رى نقل خواهد شد . 10 - بايد دانست كه چون كتاب " نقض " به منظور نقل روايت با بيان ترجمه حال وذكر طرق روايات وضع وتصنيف نشده است ، تا مشايخ مصنف از آن فهميده شود ، بنابر اين اساتيد ومشايخ أو بر ما