از هم گسستند در همين جا به پايان رسيد ؟ ولى آيا تعجبآور نيست كه منابع تاريخى به طور كامل از توجه به شخصى كه چنين نقشى را ايفا كرده است بازمانند ؟
در واقع روايت سيف بن عمر در مورد عبد اللّه ابن سبا نقاط ضعف بسيارى دارد كه از نظر علمى و از ديدگاه منطق تاريخ در معرض ترديد قرار مىگيرد و از آنجا كه اين روايت « واحد » است ، شك و ترديد دربارهء آن قوت مىگيرد . شكى كه بر پايهء مقايسه ، نقد و تحليل بنا شده است ، و نه بر اساس عدم پذيرش او به طور كلى كه از پيش برخى از مورخين با دلايل خاص خود آن را بيان كردهاند . همچنين خود روايت نيز آشفته است و دادههاى كافى براى روشن كردن ابهامات نقشى كه اين يهودى تازه مسلمان ايفا كرد ، ارائه نمىكند ، خواه اين شخصيت حقيقتا وجود داشته و يا وجود او جعلى بوده و يك نقل قول اخبارى پيچيده و مبهم آن را ساخته باشد ؛ در هر حال نقش منتسب به او ، از نظر يك مورخ علمى داراى چنان اهميتى نيست كه برايش در نظر گرفته شده است . لذا بسيار مشكل مىتوان در مورد شخصيت - ابن سبا - با اين اطلاعات اندك ، موضع روشنى اتخاذ كرد . در نتيجه ، اگر حقيقتا ابن سبا وجود خارجى نيز داشته باشد ، نقش او به طور كلى براى مخالفين و يا رابطهاش با على ( ع ) و تشيع به طور خاص حد اكثر از حاشيهء روند تاريخ فراتر نمىرود .
الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 241
مساهمون: ابراهيم بيضون
ص٢٤١