شود ، اين مسأله نيز پابرجا باقى ماند ، تا آنكه براى نخستين بار در اين قرن نويسندهء بزرگ - مصرى - آقاى طه حسين با اين مسأله برخورد كرد . گرچه او مورخ نيست ، ولى نقادى تيزبين و حساس بود ، اين حس توان پرداختن به طرح اشكالات مهم فضاى آن دوره را به ايشان مىبخشيد . تحقيقات طه حسين در مورد ابن سبا اساس وجود عبد اللّه ابن سبا را مورد ترديد قرار داد و باب بازنگرى در اين مورد و ديگر مسائل مهم تاريخ اسلام را گشود .
ولى اين ترديد براى يكى از محققين معاصر يعنى سيد مرتضى عسكرى به يقين تبديل شد كه تلاشهاى خود در اين باره را در كتابى تحت عنوان عبد اللّه ابن سبا و افسانههاى ديگر در دههء شصت ميلادى منتشر كرد . عسكرى با اين ذهنيت به موضوع وارد شد كه اين روايت ، جعلى بوده و براى آسيب رساندن به حضرت على ( ع ) پرداخته شده است تا جناحى را كه آن حضرت نمادش است - شيعه - به يك عنصر خارجى مرتبط سازد . در حالى كه مورخ اساسا ناچار است به متن تاريخ رجوع كند و هر گونه استنتاج و يا برداشت از تاريخ صرفا بايد از دل اين متن باشد و نه دور از آن .
منظور ما اين نيست كه از ارزش كار اين محقق بكاهيم ، ولى تمايل و جهتدار بودن مشخص وى كه از مقدمهء كتاب ، خود را نشان مىدهد و بر اساس آن وجود چنين شخصيتى به طور مطلق رد مىشود ؛ از اين نويسندهء محترم يك « جنگجو » ساخته و نه يك مورخ آرام كه صرفا در پى كشف حقيقت است .
شايد عبارتهاى « انفعالى » اى - اگر اين تعبير مجاز باشد - كه در اين كتاب آمده ، در واقع براى اثبات موضعى است كه آقاى عسكرى با عجله آن را اعلام داشتهاند ؛ از جمله : « ادعاى آنان به اين خلاصه مىشود كه يك يهودى از صنعاى يمن در دوران عثمان اظهار داشت كه مسلمان شده است و در ميان مسلمانان نفوذ كرد . . . آنها قهرمان داستان خود را عبد اللّه بن سبا نام نهادند و او را ابن الأمة السوداء لقب دادند . . . و مدعى شدند كه پيروان سبئيه هر جا كه بودند مردم را بر واليان خود مىشوراندند . . . و ادعا كردند كه پس از بيعت مسلمانان با على ( ع ) و خروج طلحه و زبير براى جنگ جمل ، پيروان سبئيه ملاحظه كردند كه رؤساى دو سپاه در حال تفاهم با يكديگرند . . . و شبانه
الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 227
مساهمون: ابراهيم بيضون
ص٢٢٧