رابطهء آنها با عجم و پادشاهانشان و سياست مردمدارى آنان و سرگذشت پادشاهان ، ملتها و جنگها و نيرنگهاشان . . . و ديگر اخبار ملتهاى پيشين مىگذراند » « 1 » . اغلب اوقات ، معاويه عبيد را فرامىخواند تا چنين اخبارى را كه ظاهرا بسيار ساختگى بود و بيش از آنكه به واقعيت نزديك باشد به افسانه مىماند ، براى او نقل كند .
و اين چنين انديشهء يهودى از طريق تاريخ به فرهنگ و ميراث اعراب وارد مىشود و يك مادهء اساسى تاريخ مراحل پيش از اسلام را تشكيل مىدهد . بيشترين كسى كه - از همان دوران اوليهاى كه شاهد شكلگيرى تاريخ بود - اين مطالب را رواج مىداد وهب بن منبّه بود كه از يك مادر عرب در يمن زاده شد . ولى نسب پدرى او در هالهاى از ابهام قرار دارد . يكى از مورخان - زكّار - چنين مىبيند كه او از ايرانيانى است كه دين يهودى برگزيد « 2 » . ولى وهب به اسلام درآمد و به آنجا رسيد كه « يكى از برگزيدگان تابعين باشد . . . و در استان صنعاء درگذشت » . همچنين ياقوت حموى از وى نام برده ، چنين توصيفش مىكند : « سرايندهء داستانها . . . و كسى است كه مطالب بسيارى از كتابهاى قديمى معروف به اسرائيليات را نقل مىكند » « 3 » . به رغم آنكه سيرهء رسول خدا ( ص ) در اخبار نقل شده از سوى وهب ، فضاى قابل توجهى را به خود اختصاص داده است ، ولى او اساسا به مانند عبيد بن شريه به تاريخ يمن اهتمام دارد و اسرائيليات بسيارى را با افسانههاى عربى قديمى در هم آميخته است « 4 » .
بىترديد ، تأثير اسرائيليات در كارهاى تاريخى اعراب مسلمان در مدتى نه چندان كوتاه روشن و هويداست . تا حدى كه گرچه قرن سوم هجرى دوران مورخان بزرگ به شمار مىآيد ، ولى در روش آنها معمول اين است كه در مقدمهء تاريخ خود بخش گستردهاى را به قصص انبياى پيشين اختصاص دهند كه خود در باب اسرائيليات وارد مىشود « 5 » . اين حالت به ويژه در تاريخ يعقوبى « 6 » و طبرى « 7 » جلوهگر است . مورخين در
هامش
( 1 ) مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 31 .
( 2 ) زكار ، همان ، ج 19 ، صص 260 - 259 .
( 3 ) همان ، ص 259 .
( 4 ) شاكر مصطفى ، تاريخ العربى و المورخون ، ج 1 ، ص 138 .
( 5 ) همان .
( 6 ) يعقوبى ، تاريخ : ج 1 ، صص 44 به بعد .
( 7 ) تاريخ الرسل و الملوك : ج 1 ، صص 272 و بعد از آن .