خليفهاى نيرومند بود . و اين همان چيزى است كه عبيد اللّه بن عمر پس از كشتن سه نفر - به نامهاى جفينه ، هرمزان و دختر ابو لؤلؤ - بدان اشاره كرد « 1 » و آنان را كسانى دانست كه مستقيما در قتل شركت داشتند « 2 » . على ( ع ) خواستار محاكمهء متهمان از جمله فرزند خليفهء سابق گرديد ، ولى برخى از مهاجران با آن مخالفت كردند و علاوه بر آنها ، خود عثمان به روش اموى مسأله را پايان داد و پرداخت ديه كشتهشدگان را از اموال شخصى خود عهدهدار شد « 3 » .
كعب الأخبار در تبعيدگاه خود به دور از صحنه به سر مىبرد ، ولى مدرسهء او همچنان پابرجا بود و كسانى را كه شيفتهء ورود به جهان افسانهاى و جستجو در تاريخ ناشناختهء پيش از اسلام بودند به خود جذب مىكرد . اين گفته در زمينهء پيشگويى به وى منسوب است كه پيش از مرگ بيان داشت :
« هيچ يك از اين امت بدانى دست نمىيابد كه معاويه به آن خواهد رسيد . » « 4 »
اخباريون يمنى به طور ويژه به اين مسأله پرداختهاند ، آنها اسرائيليات را مادهاى حاصلخيز براى آشنايى با تاريخ قديمى كشورشان يافتهاند . بارزترين اين افراد عبارتاند از وهب بن منبّه و عبيد بن شريه در قرن نخست هجرى . به اعتقاد الدورى با انگيزه تعصب نسبت به وطن خود اخبارى از تاريخ آن را گرد آورند كه آميختهاى از داستانهاى مردمى و اسرائيليات است . و بدين ترتيب كوشيدند تا اعراب يمن را بستايند ؛ كسانى كه به آنان مجد و عظمت در جنگ ، صنعت ، زبان ، ادبيات و حتى در دين نسبت داده شد تا نشان دهند كه در دستيابى به عظمت از اعراب شمال سابقهدارتر و پيشترند يا لا اقل از آنها كمتر نيستند » « 5 » .
عبيد بن شريه در اين زمينه شهرتى ويژه يافت ، به ويژه كه عمرى طولانى داشت و با معاويه همدوره بود . معاويه براى شنيدن داستانهاى تاريخى اشتياق فراوان داشت و به روايت مسعودى : « يك سوم از شب را به شنيدن اخبار اعراب و دوران گذشتهء آنها و
هامش
( 1 ) طبرى ، همان ، ص 239 .
( 2 ) همان .
( 3 ) همان .
( 4 ) سيوطى ، تاريخ الخلفاء ، ص 195 .
( 5 ) عبد العزيز الدورى ، بحث فى نشأة علم التاريخ عند العرب ، ص 15 .