تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
كعب الأخبار - كه اسلام آوردن وى نيز همچنان مبهم و مشكوك باقى ماند - اولين مروج اسرائيليات در دامنه‌اى گسترده است . چيزى كه موجب شد تا اين جايگاه را در روايتهاى تاريخ عربى به دست آورد . برخى معتقدند كه او صرفا يك فرد فرصت طلب بود كه بر موج جريان اسلام سوار شد و از به كارگيرى ذكاوت خود براى خدشه وارد كردن به برترى دين و ابراز آگاهى گستردهء يهود به امور غيبى خوددارى نكرد . اين حادثه و يا بخشى از آن در زمان عمر بن خطاب روى داد كه او نيز از آنچه اين يهودى سابقه‌دار و متبحّر در نهان داشت ، آگاه بود . طبرى روايت مىكند : خليفه پس از فتح بيت المقدس ، وقتى مىخواست مسجد را در آن بنا كند ، كعب را احضار كرد و پرسيد : « به نظر تو قبله را در كدام سو قرار دهيم ؟ كعب گفت : سوى صخره ، عمر گفت : آشكار شدى ، اى كعب ، سوگند به خدا تو يهودى هستى . . . ما قبلهء اين مسجد را بالاى آن قرار مىدهيم . . . ما فرمان نداريم كه به سوى صخره نماز گزاريم ، بلكه دستور داده شديم تا به سوى كعبه بايستيم » « 1 » . وقتى ابو لؤلؤ قصد خليفه - عمرو بن خطاب - را نمود ، كعب با نقش مشكوك خود در صحنه حاضر بود . و به اين حادثه رنگ توراتى بخشيد كه فضاى مدينه در آستانهء هجرت پيامبر ( ص ) را به ياد مىآورد . طبرى در اين باره روايت مىكند كه كعب نزد خليفه آمد و گفت : « اى امير مؤمنان به تو قول مىدهم كه ظرف سه روز خواهى مرد . عمر گفت از كجا مىدانى ؟ گفت : آن را در تورات كتاب خداى عز و جل مىيابم . عمر گفت : پناه بر خدا تو عمر بن خطاب را در تورات مىيابى ؟ گفت : سوگند به خدا كه نه ، ولى صفات و نشانه‌هايت و در رسيدن اجل تو را در آن مىبينم » « 2 » . به رغم اينكه هيچ كس سخنان كعب را باور نكرد ، ولى ظاهرا او از اتهام دست داشتن در ترور مبرا نبود . كه شايد به همين دليل مجبور به ترك حجاز و منزوى شدن در حمص گرديد « 3 » . ولى همهء اين پرونده به دستور خليفهء جديد بسته شد . زيرا اگر باب تحقيق گشوده مىشد ، به گونه‌اى دامنگير شخصيتهايى مىگرديد كه منافع آنان در گرو ناپديد شدن
هامش
( 1 ) طبرى ، تاريخ ، ج 3 ، ص 611 . ( 2 ) همان ، ج 4 ، ص 191 . ( 3 ) زكار ، معجم الادباء ، ص 34 .