تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
خطرهاى بسيارى به همراه داشت و شكوك در مورد وحدت جامعهء اسلامى آن را احاطه كرده بود . شكاف جامعهء اسلامى را فرا گرفته بود به گونه‌اى كه حتى بيعت تو خالى طلحه و زبير آن را نمىپوشاند . اين افراد خيلى زود از بيعت خود بازگشتند ، بىآنكه از كمرشكن بودن اين اقدام و همچنين تأثيرش در تعميق شكاف جامعه ارزيابىاى داشته باشند . بازتاب زهدى را كه از نشانه‌هاى روش سياسى على ( ع ) است ، در عمرو بن عبد العزيز ( خليفه اموى ) كه در بسيارى از امور در مجموعهء خاندان خود بىهمتا بود ، مىيابيم و او خود نيز اعتراف داشت : « زاهدترين مردمان در دنيا على ابن ابى طالب ( ع ) بود » « 1 » . اين گونه رفتار سياسى ، در مقايسه با آنچه پيش از آن وجود داشت ، معمول نبود ؛ و اين همان چيزى است كه دليل نگرانى و هراس على ( ع ) از رسيدن به حكومت بود . موضوعى كه عمر بن خطاب آن را دريافته بود و در هنگامى كه شش نفر از صحابيانى را كه آمادهء خلافت بودند ، ارزيابى مىكرد ، على ( ع ) را مستثنى كرد و گفت : « او شما را به راهى مىبرد كه حق است » . خليفه در حالى اين سخن را گفت كه از وضعيت برخى از صحابه كاملا رنج مىبرد . كسانى كه قضيهء اسلام در وجودشان خمودى گرفته و مبهور غنايم شده بودند و به امتلاك روستاها و كشتزارها و خانه‌هاى مختلف اشتياق يافته بودند . او دشوارى مرحلهء بعدى را درمىيافت و به طور غير مستقيم نگرانى خود نسبت به آينده را كه در انتظار پايان دادن به كار خليفهء سختگير بود « 2 » ، ابراز مىكرد ؛ بىآنكه متهم فقط يك نفر باشد ، زيرا انگشت اتهام به طرفهاى چندى اشارت داشت كه - شايد به طور مستقيم و يا غير مستقيم در پرورش دخالت داشتند - از نبود خليفهء نيرومند سود مىبردند . . . اين « روش » - همانطور كه عمر توصيف كرد - در كشانيدن مردم به سوى حق ، حقيقتا بر رفتار خليفهء جديد على ( ع ) حاكم بود . او به گزينهء خود كه اصولى بودن مطلق باشد پايبند بود . در كلامى كه به وى منسوب است با بيان اين مطلب مىفرمايد :
هامش
( 1 ) ابن عساكر ، ترجمهء الامام على ( تاريخ مدينة دمشق ) ، ج 2 ، ص 252 . ( 2 ) ابن سعد ، طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 64 .
الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 131 | ابراهيم بيضون / اصغر محمدى سيجانى