تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
چنين تنظيم شده است تا با منحرف كردن اذهان ، طرفى كه مستقيما در اين توطئه دخالت داشت ، پوشيده و پنهان شود ؟ 5 . در نهايت آيا خوارج بودند كه عملا اين توطئه را طراحى كردند ، يا اينكه چون آنها يك گروه تندرو بودند و دست زدن به ترور از روش آنها به دور نبود اين اتهام بر آنان وارد شد ؟ اين سؤالها با توجه به روايتى مطرح مىشوند كه مورخ راهى جز پذيرش آن ندارد ، هر چقدر كه در معرض شك قرار داشته و يا از واقعيت دور باشد . ولى مورخ كه اساس كار و مأموريتش دستيابى به حقيقت و يا چيزى نزديك به آن است ، در اين باره داده‌اى را نمىيابد كه او را راضى كند . علاوه بر آنكه در چنين داستان آكنده از توهمات نيز باورهايى وجود دارد . اگر چه روش ترور - همانطور كه قبلا اشاره شد - از جمله رفتارهايى است كه خوارج در پيش گرفته بودند ، ولى اين بدان معنا نيست كه آنها در پس توطئه‌اى قرار دارند كه به خوبى طراحى شده است و يا آنها كسانى هستند كه به طور اساسى از غياب خليفه سود مىبرند . در اين مرحله تعدادى از رهبران برجسته ترور شدند كه برخى از آنها حتى بيش از عمرو بن عاص دشمنى خوارج را به خود جلب مىكردند ولى خوارج در هيچ يك از آنها متهم نشدند . از سوى ديگر خود على ( ع ) نيز نسبت به اين مسأله ترديد ايجاد مىكند . به رغم وقوع جنگ ميان اين گروه و آن حضرت - كه برخى انگيزه‌ها اين جنگ را براى آنها توجيه مىكرد - ولى در هر حال به او نزديكتر از معاويه بودند . و بالاخره اگر در آخرين سخنان على ( ع ) دقت كنيم درمىيابيم كه در اين مورد نوعى ترديد در سخنانشان هست : « پس از من خوارج را مكشيد . زيرا آن كه به طلب حق در آيد و راه خطا پيمايد همانند آن نيست كه باطل را طلبد و بيابد و بدان دست گشايد . » « 1 » اگر به روايت تاريخ بازگرديم ، به استثناى ابن طباطبا - از مؤرخين متأخر - كه هر سه نفر را به خوارج نسبت مىدهد « 2 » ؛ ملاحظه مىكنيم كه نقش خوارج در ترور على ( ع )
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 61 ، ص 48 . ( 2 ) ابن طباطبا ، فخرى فى الا آداب السلطانيه ، ص 100 .