ميراث خاندان اموى او برمىخاست ؛ خاندانى كه رهبرى - لا اقل تجارى - قريش را بر عهده داشت ، و مجددا اعتبار خود را از طريق دو نفر بازيافت : 1 . يزيد ابن ابى سفيان ، يكى از فرماندهان بزرگ حركت فتوحات اسلامى و بنيانگذار « پادشاهى » اموى در شام ؛ 2 . عثمان بن عفان كه در دستگيرى خلافت ، او را در بالاترين مركز قدرت تثبيت كرد ؛ و با استفاده از اين فرصت نفوذ خاندان خود و در رأس آنها معاويه را تثبيت نمود . معاويه در جامعهء اسلامى راه برادرش را پيش گرفت ، و به او نزديكتر بود تا پدرش كه به رغم « عفو » نتوانست جلوهء بتپرستى را كاملا از چهرهء خود بزدايد .
معاويه در دوران خلافت عمر موفق شد تا به موقعيتى برجسته در حكومت دست يابد .
عمر به قدرت او در فرماندهى و همچنين به نياز مصر در آن هنگام به مديرى همانند مدير شام ، واقف بود .
ولى معاويه در تقسيمبندى نخبگان اسلام قرار نگرفت ؛ كسانى كه شرايط خاصى داشتند . زيرا خلفاى اوليه و همچنين واليان تا زمان خلافت عثمان همگى از ميان آنان بودند . از اين نظر با توانايى بسيار در انعطافپذيرى و مهارت در مانور ، توانست ميراث قريشى خود را با موقعيت جديدش در اسلام هماهنگ سازد . و در اين مسير مكتبى را بنيان نهد كه بر اساس آن دين در خدمت سياست است و از طريق آن توجيهات لازم براى تحقيق اهداف سياست فراهم مىآيد ، بىآنكه اين اهداف همواره با دين منطبق باشد . بديهى است كه چنين معادلهاى در ذهنيت قبايل جاى گيرد ، همانهايى كه تشكيل دهندهء بدنهء جنگ در جبهههاى شام و عراق بودند و در پايان راه تمايل بيشترى به « نرمش » معاويه پيدا كردند تا « شدت و سختگيرى » على ( ع ) . اين مطلب پراكندگى آنان در جبههء خليفه و يكپارچگيشان در جبههء والى شام را تفسير مىكند .
6 ابهام در كشته شدن على ( ع )
بنابر آنچه عرضه شد ، دعوت به « داورى » بيانگر وضعيت جناحبندى بزرگ قبيلهاى در