در آن زمان حاكم مدينه بود ) رسيد . اجازهء ورود خواست ، امّا به او اجازه ندادند . او نيز به در خانهء عبد الله بن جعفر « 1 » آمد . به خادم گفت : من براى عبد الله هديهاى دارم ، او را آگاه كن . خادم بر ابن جعفر وارد شد و او را مطلع كرد . ابن جعفر به خادم گفت از او سؤال كن آيا تو خود هديهات را مىآورى يا كسى جز تو ؟ پاسخ داد : بله خودم آن را مىآورم . جعفر گفت : او را وارد كنيد . هنگامى كه وارد شد ، جعفر گفت : شعرى بخوان . اعرابى خواند :
ابو جعفر من اهل بيت نبوّة * صلتهم للمسلمين طهور
ابا جعفر ان الجياد تواكلت * فادركها عند الحضار فتور
ابا جعفر يا ابن الشهيد الذى له * جناحان فى اعلى الجنان يطير
ابا جعفر ضنّ الامير بماله * و انت على ما فى يديك امير
ابا جعفر ان الحجيج ترحلوا * و ليس لرحلى فاعلمنّ بعير
[ ابو جعفر از خاندان اهل بيت نبوت است . بخشش و عطاى آنان بر مسلمانان ، پاك است .
ابا جعفر ! خيل اسبان در آمدن تعلّل و تأخير مىكنند و در زمانى كه بايد حاضر شوند دچار سستى و بىرمقى شدند . ابا جعفر ، اى فرزند شهيدى كه با دو بال خود در بالاترين قسمت بهشت پرواز مىكند . اى ابا جعفر ، امير در مورد مالش خساست و بخل مىورزد ، تو بر آنچه در دست دارى امير هستى . ابا جعفر ، حجّاج رفتند ؛ اما من براى بارم شترى ندارم كه بروم . ( پس شترى به من ببخش ) ] .
جعفر به او گفت : به محل نگهدارى شتران من برو و بهترين شترى را كه در آنجاست انتخاب كن و براى خود بردار . اعرابى كه در اين زمينه مجرب و آگاه بود ، به آنجا رفت ، يكى از شتران عبد الله بن جعفر را انتخاب كرد و لوازمش را روى آن قرار داد . غلام ابن
هامش
- سيرهنويسان و مغازىنويسان بزرگ است كه او را در زمرهء مورخان مكتب تاريخنگارى مدينه ذكر كردهاند .
بسيارى از روايات او در متون تاريخى استفاده شده است . اگرچه تأليفات و نوشتههاى او عمدتا از ميان رفته است . - م
( 1 ) . ابو جعفر يا ابو محمد عبد الله بن جعفر بن ابى طالب از بخشندهترين اعراب است كه در مورد او گفته شده مركز و قطب سخاوت و بخشش است . وى در جنگ صفين يكى از فرماندهان بود و در سال هشتاد هجرى وفات كرد . ( الاصابة 2 / 280 ) . عبد الله بن جعفر همسر زينب كبرى ( س ) بود كه دو تن از پسرانش در كربلا شهيد شدند . عبد الله بن جعفر زمينهايى در قريهء راويهء دمشق داشت . هنگام قحطى مدينه در زمان عبد الملك مروان به دمشق رفت و در آنجا وفات يافت . - م