تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
سليمان گفت : امير المؤمنين ، خواستهء من اين است كه انتخاب ولايت عهدى را تا نزديكى مرگ خود به تأخير نيندازى . حتم دارم كه امير المؤمنين وليد را وليعهد كرده است . پس اگر امير المؤمنين مايل باشد ، مرا بعد از او ولايتعهدى دهد . « 1 » عبد الملك گفت : بله . آنگاه با مردم در مكه مراسم حج به جا آورد و او را صدهزار درهم داد كه او نيز آن را براى اعرابى فرستاد . اين اتفاق در سال 81 هجرى به وقوع پيوست .

14 . ديدار كفن‌پوش با مأمون

زبير از حسن بن عبد الجبار برايم روايت كرد : مأمون گاهى در بعضى از جنگ‌ها از افرادش جدا مىشد . در يكى از جنگ‌ها عجيف بن عنبسة « 2 » همراه او بود . در اين هنگام مردى كه خودش را در كفن پوشانده و به ديوانگى زده بود ، بر مأمون آشكار شد . وقتى مأمون او را ديد ، ايستاد . رو به عجيف كرد و گفت : واى بر تو ، آيا نمىبينى اين كفن‌پوش به قصد من پيش مىآيد ؟ عجيف گفت : اى امير المؤمنين ، خدا نگهدارت باشد . آن مرد در برابر مأمون بىرنگ ايستاد . مأمون گفت : اى كفن‌پوش تو كيستى و قصد چه كسى را دارى ؟ گفت : تورا مىخواهم . مأمون گفت : آيا
هامش
( 1 ) . عبد الملك بن مروان به هنگام حيات خود رسمى بنا نهاد كه قبل از آن سابقه نداشت . او يكى از فرزندانش ( وليد ) را به ولىعهدى خود و سپس فرزند ديگرش سليمان را به ولايت‌عهدى او گمارد . اگرچه براساس سفارش و وصيت او اين موضوع محقق شد ، اما همواره در عصر اموى و عباسى ، انتخاب ولىعهد معضل بزرگى براى خلافت بود . چه بسا خليفهء جديد ، ولىعهد سفارش شده و منصوب پدر را عزل و فرزند خود را به جاى او برمىگزيد و در اين راه بر كشمكش و نزاع بر سر قدرت دامن مىزد . - م ( 2 ) . عجيف بن عنبسه از فرماندهان عالىمقام عرب در دستگاه خلافت مأمون عباسى بود كه تأمين امنيت پايتخت را بر عهده داشت . وى در عصر معتصم نيز همچنان از سرداران نامدار عرب بود اما از آنجا كه معتصم ديگر چندان اعتمادى به اعراب نداشت و به تركان رو آورده بود ، اعتراض او و ساير سرداران عرب را برانگيخت و نهايتا اين اعتراض به شورش گسترده تبديل شد كه عجيف بن عنبسه در آن دست داشت . عجيف براى مقابله با توسعه‌طلبى تركان ، نه تنها نقشهء قتل سرداران ترك را فراهم ساخت ، بلكه عباس بن مأمون را بر ضد معتصم شوراند ؛ اما معتصم كه از اين توطئه آگاه شد ، برادرش عباس بن مأمون را به زندان انداخت و در آنجا كشت و عجيف بن عنبسه را هم اسير كرد و دهانش را دوخت و سرانجام در نصيبين او را به قتل رسانيد . ( رك : تاريخ اليعقوبى ، 2 / 476 ) - م