435 . كنيز ابن ابى عتيق
زبير در الموفقيات « 1 » گفت :
ابن ابى عتيق كنيزى زيبا داشت كه به بيرون از خانه رفتوآمد مىكرد . جوانان او را دنبال مىكردند تا اينكه روزى ابن ابى عتيق وارد منزل شد و در مقابل در ، تعدادى جوان را ديد . به يكى از آنان گفت : اى برادرزاده ، در شبانه روز چند بار با زن همبستر مىشوى ؟
گفت : يكبار ؛ شايد آن يك بار هم انجام نشود . به ديگرى گفت : چند بار در شبانه روز با زنان همبستر مىشوى ؟ گفت : بيست بار . به اولى گفت به تو هشدار مىدهم كه از كنار خانهء من عبور نكنى ، و به دومى گفت اما تو هرچه مىخواهى رفتوآمد كن . منظور او اين بود كه وقتى اولى گفت در شبانهروز يك بار يا هرگز ، سخن او را سخن فردى آگاه و باتجربه دانست . براى همين او را دور كرد و او را از نزديك شدن به خانه هشدار داد . اما دومى كه پاسخ داد بيست مرتبه ، سخن او را سخن كسى دانست كه حقيقتا نكاح را نمىشناسد و اگر مىشناخت ، اينگونه نمىگفت .
436 . وصيت على به فرزندش
زبير در الموفقيات « 2 » گفت :
على - رضى الله عنه - به فرزندش گفت : پسرم ، از غيرت نابجا بپرهيز كه تو را از سلامتى به بيمارى مىخواند . و ليكن بر امر زنان محكم باش . اگر گناهى از آنان ديدى ، چه بزرگ و چه كوچك ، از آن برحذر دار . مواظب باش كه آنان به سوى گناه نروند كه در آن صورت گناه بر آنان آسان شود .
437 . شكايت هارون الرشيد از همسرش
زبير در الموفّقيات گفت « 3 » : عبد الله بن نافع از عبد الله بن مصعب نقل كرد :
هامش
( 1 ) . همان ، ص 331 .
( 2 ) . همان ، ص 360 .
( 3 ) . همان ، ص 369 .