اموال را با خشونت از ما گرفت . عمر در اين خصوص شعرى سرود :
متى ألق زنباع بن روح ببلدة * لى النّصف منه يقرع السنّ من ندم
و يعلم أن الحى حى ابن غالب * مطاعين فى الهيجا مضاريب فى الهيم
[ تا كى زنباع بن روح بر اين سرزمين سلطه افكنده است و ما از اين وضع بايد انگشت ندامت به دندان گزيم در حالىكه او مىداند ويژگىهاى قبيلهء حى بن غالب را كه در جنگ نيزه زننده و به هنگام غافلگيرى ضربه زننده هستند ] .
414 . گفتگو بين ابو موسى اشعرى و شبيب باهلى
زبير بن به كار در الموفقيات « 1 » بدون استناد به كسى ، روايت كرد كه :
ابو موسى اشعرى به نظارهء سواران ايستاده بود كه شبيب بن حجل بن نضله باهلى از برابر او گذشت در حالىكه بر اسب لاغرى سوار بود . ابو موسى گفت : پيشاب پشت پيشاب كرد . وقتى شبيب آن را شنيد ، اين شعر را سرود :
رآنى الأشعرى فقال بال * على بال و لم يعلم بلائى
و مثلك قد قضيت الرمح فيه * فباء بدائه و شفيت دائى
[ اشعرى مرا ديد و گفت : « پيشاب پشت پيشاب كرد » و درد مرا نمىداند . من نيزهام را در قبا و لباس كسى كه همدرد تو است فرو كردم و درد دلم را شفا دادم و دلم آرام گرفت ] .
415 . پرسش رسول الله ( ص ) از صعصعة بن ناجيه مجاشعى دربارهء مضر
زبير بن به كار در الموفقيات « 2 » از مدائنى ، از عوانة بن حكم روايت كرد و گفت :
صعصعة بن ناجيه مجاشعى ، جدّ فرزدق بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد شد . آن حضرت فرمود : قبيلهء مضر را چهقدر مىشناسى ؟ پاسخ داد : اى رسول خدا ! من آگاهترين مردم نسبت به آنان هستم . قبيلهء تميم سر آن ، كنانه ، صورت آن ، كه چشم و گوش آنان است ، قبيلهء قيس اسبان و ستارگان آن و قبيلهء اسد زبان آنان هستند . پيامبر فرمود : راست گفتى .
هامش
( 1 ) . الاصابة 1 / 160 .
( 2 ) . الاصابة 2 / 180 .