تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
كرد و گفت : چگونه راحت مىخوابى در حالىكه مظلومان و ستم‌ديدگان نزد تو مىآيند و تو در خواب هستى و حق خداوند را براى آنان به اجرا درنمىآورى ؟ گفت : پسرم ، نفس من چون چارپاى من است . اگر با آن مدارا نكنم ، مرا به منزل نمىرساند . من فقط به مقدار كمى از نفسم اطاعت مىكنم تا اينكه نفسم آرام شود . براى من در خواب ثواب كسى محاسبه مىشود كه در بيدارى است . خداوند بلندمرتبه هم اگر مىخواست مىتوانست قرآن را يك جا نازل كند ، اما آن را يك‌يك يا دو آيه دو آيه نازل كرد تا ايمان در قلبها زياد شود . بعد گفت : پسرم ، كارى كه من در آن وارد شده‌ام ، مهم‌تر از اهل بيت توست . آنان نيرو و قدرت و امكانات دارند . اگر در يك روز آنان را جمع كنم ، مىترسم بر من بشورند . اگر خدا بخواهد ، اين امر را به پايان مىرساند . بايد با زيردستان به انصاف رفتار كرد . كافى است بنده بداند خداوند همه چيز را در مورد او مىداند و دوست دارد با زيردستان به انصاف رفتار كنند .

408 . شمشير عبد الله بن جحش

زبير بن به كار در الموفقيات « 1 » روايت كرد : شمشير عبد الله بن جحش در جنگ احد شكسته شد . رسول خدا شاخه خرمايى به او داد كه در دستش به شمشير تبديل شد . بنابراين آن شمشير را عرجون ناميدند ؛ زيرا اصل اوليهء آن ، شاخهء خرما بود . آن شمشير همچنان بود تا اينكه آن را به يكى از تركان به قيمت دويست دينار فروخت .

409 . از شعر عتبى

زبير بن به كار در الموفقيات بعد از اينكه شعرى سرود ، گفت : از عتبى شنيدم كه آن را تصحيف مىكرد و ( بقيلة ) « 2 » را نفيله مىگفت .
هامش
( 1 ) . الاستيعاب فى معرفة الاصحاب 2 / 265 . اين متن در الاصابة فى تمييز الصحابة 2 / 278 نيز به نقل از الموفقيات آمده است . ( 2 ) . براى شرح حال بقيلة الاكبر الاشجعى از بنى بكر بن اشجع . ( رك : الاصابة 1 / 166 )
الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 560 | زبير بن بكار / اصغر قائدان