هر نااميد و فرارى و ميهمان بود . او با سابقهترين فرد در اوج شرافت و مردانگى بود ؛ هنگامى كه قحطى به قريشيان روى مىآورد ، آنان را اطعام مىكرد و در زمان تنگدستى ، از اموالش به آنان مىبخشيد . آنان را در گمراهىها هادى و رهنما و يارىدهنده بود .
پايگاه و خانهء او محكمترين بود .
اجداد من بهترين مردم جهان ، و در اصل و ريشه كريمترين و در ميان عزيزان و بزرگواران ، با عزّتترين و به لحاظ سكونت و آب و هوا ، در حاصلخيزترين منطقه ساكن بودند كه بر آنان پيامبر و وصىّ « 1 » نازل شده و قبايل قريش در اطراف آنان جمع شدند و بزرگان به فضيلت و برترى آنان معترف بودند . من فرزند مشهورترين انسانها و فرزند سروران و رهبران اسلام و معدن نبوت و احكام آن هستم كه اسلامشان از همه با كرامتتر و دامنشان از همهپاكتر و همپيمانشان از همه عزتمندتر است . فخر بزرگان در برابر ما ، ناچيز است . هرگاه از ما سخن گفته مىشود ، هركسى كه يادكردنى باشد ، فراموش مىشود و قدر و منزلت هركس در برابر ما بىارزش مىگردد ] .
راوى گويد : وقتى از سخن گفتن فارغ شدند ، از يكديگر جدا گشتند .
پايان پنجمين جزء ابو حسن دمشقى و پايان الموفّقيات و پايان جزء شانزدهم از اجزاء ابى عبد الله بن كاتب و پايان كتاب است .
كتابت نسخه در اواخر جمادى الاولى سال 594 ق به پايان رسيد . « 2 »
هامش
( 1 ) . اشاره عبد الله بن معاويه به وصايت امام على ( ع ) نيز از نكات مهم و قابل توجه است . - م
( 2 ) . نسخهء « ب » با اين عبارت پايان مىپذيرد : تمت الاخبار الموفقيات و الحمد لله رب العالمين ، و خط عبارت ( سنة أربع و تسعين ) سال 94 در نسخهاى كه در دست دارم غيرواضح و ناخوانا است و من ترجيحا آن را اين گونه خواندم : ( سنة اربع و تسعين ) چون در « الجله » نيز به همين صورت آمده بود .