تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
[ ما مصعب و عيسى را كشتيم . ما يأس و نااميدى را به مضر چشانديم . ما سرور آنان را به قتل رسانديم ] .

366 . اقرار عبد الملك به برترى و فضل مصعب

ابو عبد الله زبير گفت « 1 » : مردى نزد عبد الملك در مورد مصعب ، به عيب و نكوهش زبان گشود و گفت : او اهل پياله ( شراب ) بود . عبد الملك گفت : ساكت ، اى زنازاده ، اگر مصعب مىدانست كه خوردن آب از جوانمردى او مىكاهد ، آن را نمىآشاميد . واقدى گويد به عبد الله بن عمر گفته شد : كدام يك از بنى زبير شجاع‌ترند ؟ گفت : همگى آنان شجاع هستند . آنها كسانى هستند كه مرگ را مىبينند و به استقبال آن مىروند .

367 . مخالفت عبد الملك با عيبجويى از مصعب پس از قتل او

احمد بن سعيد به ما خبر داد كه زبير به نقل از مدائنى گفت : عبد الملك روزى به افراد خاصّش اجازه داد تا وارد شوند و با يكديگر صحبت كنند . يكى از آنان زبان به سرزنش مصعب گشود . عبد الملك با ناراحتى به او نگاه كرد و گفت : بس است . آيا مىدانى كسى كه مقتول را كوچك پندارد ، قاتلش را نيز كوچك انگاشته است . « 2 »

368 . شجاع‌ترين مردم

ابو عبد الله زبير روايت كرد كه مهلب بن ابى صفرة گفت : شجاع‌ترين مردم سه نفرند : ابن كلبيه ، احمر قريش ، و راكب البغلة ( خرسوار ) . پس ابن كلبيّة ، مصعب بن زبير بود كه در ميان گروهش تنها ماند . به او امان و قول ولايت عراق
هامش
( 1 ) . الكامل 4 / 333 با كمى اختلاف الفاظ . ( 2 ) . خبر اين‌روايت در أنساب الاشراف 5 / 347 آمده است .
الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 491 | زبير بن بكار / اصغر قائدان