تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
مگر اينكه رسول الله براى همه مسلمين خواسته بود . آيا او اين‌گونه است و شما او را چنين ديده‌ايد ؟ پاسخ دادند : بله . خداوند او را به خاطر اين امّت پاداش نيكو دهد . بعد عمرو ادامه داد : خليفهء شما ابو بكر به سيرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود ؛ پا جاى پاى او گذاشت و بر روش او رفتار كرد . با سرعت در راه خدا گام برداشت تا اينكه خداوند جان او را گرفت . آيا چنين بود و شما او را اين‌گونه ديده‌ايد ؟ گفتند : بله . خدا او را رحمت كند و به سبب اين امّت به او پاداش نيكو دهد . بعد گفت : ولىّ شما بعد از او ابن حنتمه بود . « 1 » عمر بن خطاب ، كه زمين سينه‌اش را براى او شكافت و سختىهاى روزگار را برايش آسان نمود و درون آن را برايش بيرون انداخت و بركات آن را برايش آشكار كرد ؛ دنيا را با ذخاير و زيورآلات براى او تزئين كرد ؛ باران جود و بخشش بر سرش باريد ؛ نيكىها را برايش افزون و همهء آن را گرد هم آورد و شير آن را دوشيد ، در جاهاى كم‌عمق راه رفت و بر جوانمردى تكيه كرد تا اينكه از آن ( دنيا ) خارج شد . در حالىكه قدم‌هايش آزمايش و امتحان نشدند . آيا اين‌طور بود و شما او را چنين ديديد ؟ گفتند : بله ، خداوند او را رحمت كند و خير اين امّت را نصيبش گرداند . بعد از او عثمان ولىّ شماست . او را مىشناسيد ، ولى او را انكار مىكنيد . در مورد ( كارهاى او ) گفتند و گفتيد ، او را سرزنش كرديد و او نيز عذر خواست . حاضران گفتند : پس چه كنيم ؟ عمرو پاسخ داد : با او مهربانى كنيد ، شكسته ترميم مىشود و از دست‌دهنده جبران مىكند و لاغر ، چاق مىشود . اما اين سخن را مىگويم و براى خود و شما از خدا طلب مغفرت كنم . راوى گويد : به عثمان گفته شد : از هيچ‌كس همانند آنچه از عمرو به تو رسيد ، نرسيده است . هنگامى كه عمرو بر عثمان وارد شد ، گفت : اى عمرو ، از اينكه تو را از خلافت مصر عزل كرده‌ام ناراحت هستى ؟ پاسخ داد : تو امام هستى و شايسته نيست كه من تو را سرزنش كنم . او گفت : آنچه را در ذهنم بود به بهترين شكل بيان كردم . اگر كارى غير از اين مىخواستم ، آن را انجام مىدادم .
هامش
( 1 ) . مادر عمر ، حنتمه دختر هاشم بن مغيرة مخزوميه بود . ( الاصابة 2 / 511 )
الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 436 | زبير بن بكار / اصغر قائدان