تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
مىبوسد ، به حجر الاسود رو نمىآورد . اگر عثمان يا عمر تو را درك مىكردند ، نه عثمان و نه عمر جز بر تو حج نمىگذارند ] . راوى گويد : ابوبكر بن محمد بن موسى بن عمران بكرى هنگامى كه سخن مرا شنيد ، گفت : خداوند تو را رحمت كند . چه عاملى سبب شد كه ابا بكر را از آنچه دو شيخ ( عمر و عثمان ) را وارد كردى خارج كنى ؟ من نيز به او پاسخ دادم : خداوند تو را رحمت كند ؛ من او را از آنچه مردم در آن اختلاف دارند ، خارج نساختم .

317 . شعر ابن هرمه

احمد بن سعيد گفت : زبير برايم از محمد بن اسماعيل بن جعفر بن ابراهيم و او از عبد العزيز بن عمران « 1 » نقل كرد و گفت : من همراه پدرم در يمامه بودم كه هيأتى بر سرىّ بن عبد اللّه وارد شد و ابن هرمه اين شعر را براى ما سرود :
هجوت الأدعياء فنا صبتنى * معاشر خلتها عربا صحاحا فقلت لهم و قد نبحوا جميعا * علىّ فلم أجب لهم نباحا أأنتم منهم فأصد عنكم * و أنسبكم لنسبتهم صراحا و إلا فاحمدوا رأىّ فإنّى * أزحزح عنكم الابن القباحا و حسبك تهمة لصحيح قوم * يمدّ على أخى سقم جناحا
[ من مدعيان را هجو كردم . پس آنان نيز كه من آنها را اعرابى سالم مىدانستم مرا دشنام دادند . به آنان گفتم : اگر همه بر من فرياد زنند ، در جواب آنان فرياد نمىزنم . آيا شما هم از ايشان هستيد تا من از شما روىگردانم و شما را با آنها هم نسب بدانم . آنان شما را به نسب خالص خود نسبت مىدهند . در غير اين صورت نظر مرا بستاييد كه من فرزند ديو سيرت و بدكاره را از شما دور كنم . براى خدشه‌دار كردن عظمت و درستكارى قومى و گروهى همين بس كه اين قوم افراد ناسالم را پناه مىدهد ] .
هامش
( 1 ) . عبد العزيز بن عمران ، فرمانده معروف عباسى در عصر مأمون ( الأغانى 90 / 31 )
الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 431 | زبير بن بكار / اصغر قائدان