رفتند . او قيافهشناس بزرگى را فراخواند . آنان به قيافهشناس گفتند : آيا نسب اين كودك به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىرسد يا خير ؟
راوى گويد : قيافهشناس ، حاضران را نگريست و تعدادى را انتخاب كرد . دست كودك را گرفت و با اشاره به يكى از آنان گفت : اين فرد عموى كودك است . او بر سرش فرياد كشيد و لذا او را رها كرد . بعد شخص ديگرى را آورد و گفت : اين عموى كودك است . او نيز فرياد زد . لذا او را رها كرد تا اينكه فرزندان حسن از غير پدر را نيز بررسى كرد . يكى از آنان را ديد كه سرش را پايين برده بود . پس سرش را بالا آورد ، قيافهشناس به او نگاه كرد و گفت : اللّه اكبر ، اين شخص پدر كودك است و فرزند را به او سپرد .
پايان جزء هفدهم از اجزاء ابى عبد الله بن كاتب و قسمت پايانى جزء چهارم از اجزاء دمشقى و آغاز جزء هجدهم و بخش اول از پنجمين جزء دمشقى اخبار الموفقيات .
و صلّى الله على سيدنا محمد النبى و آله الطاهرين
الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 324
مساهمون: زبير بن بكار
ص٣٢٤