223 . علت به دنيا آوردن بچههاى سياه از زبان زن رمال
زبير برايم نقل كرد كه ابو الحسن على بن محمد بن عبد الله گفت :
شيخى از قبيلهء بنى سعد بن بكر گفت : زيد بن اخنس « 1 » از كنار مردى گذشت كه زنى را مىزد ؛ پرسيد : چرا او را مىزنى ؟
مادر آن مرد گفت : چون اين زن براى او بچههاى سياهپوست به دنيا مىآورد ؛ در حالىكه خودش سياهپوست نيست .
زيد به او و مادرش نگاه كرد و گفت : اين زن را نزن . او به سبب مادرت اين فرزندان سياه را مىآورد . پدرت بندهاى بوده كه تو را بزرگ كرده و سپس مرده است .
مرد از مادرش سؤال كرد . مادرش اقرار كرد كه پدرش غلام و بندهء سياهى بوده است .
224 . شباهت دخترى ، به امير المؤمنين
ابو عبد الله زبير گفت :
زيد بن أخنس همراه هيأتى نزد عبد الملك بن مروان مىرفت . در كنار يكى از آبهاى بين راه ، دخترى را ديد و گفت : به خدا سوگند ، اين دختر امير المؤمنين است .
هنگامى كه نزد امير المؤمنين رسيد ، گفت : اى امير المؤمنين ، آيا تو دخترى دارى ؟ من از كنار آب مىگذشتم كه او را در آنجا ديدم ؛ او كيست ؟
امير در مورد او پرسيد ؛ بعد فهميد كه وى فرزند كنيزى از عبد الله است كه امير قبلا با او ازدواج كرده و سپس به علل مختلف از او جدا شده بود .
225 . شك فرزند در مورد پدر
ابو عبد الله زبير از شيخى از قبيلهء بنى سعد نقل كرد كه گفت :
فرزندى را كه در مورد پدرش مشكوك بودند ، نزد يكى از قاضىهاى ما آوردند .
قاضى ، قيافهشناسى را احضار كرد . وى به قاضى گفت : در نژاد او ، نژاد بربر نيز شريك
هامش
( 1 ) . زيد بن اخنس از قيافهشناسان مشهور عرب .