دستنويسى با نام و امضا در محل نماز فضل بن يحيى قرار مىدهيم تا هنگامى كه خارج شديم ، آن را بخواند . پس هريك از آنان چيزى نوشتند . از جمله يكى از آنها چنين نوشت :
ذهب الكتّاب و ملّه أصحابه * و بكى لضيعة أمره الديوان
و بحسب ديوان الرسائل خزية * إذ صار صاحب أمره سعدان
[ كاتبان رفتند و ياران آنان اندوهگين شدند و از تباهى آنها ديوان گريست ، براى ذلّت و خوارى ديوان رسائل همين بس كه صاحب آن سعدان رفته و مرده است ] .
و در پايان نوشتهاش نام خود را قيد كرد .
ديگرى نيز اين ابيات را نوشت : « 1 »
أيها القائل حرصا * نفسه قد مات موتا
إن سعدان بن يحيى * قد بنى للقبط بيتا
صبّ فى قنديل سعدان * مع التسليم زيتا
و قناديل بنيه * قبل أن تحفى الكميتا
[ اى گويندهاى كه مواظب جانت هستى ، به تحقيق مرده مرده است . سعدان بن يحيى براى قبطىها خانهاى بنا كرد و با رضايت و تسليم در چراغ آنان روغن ريخت . همچنين چراغهاى فرزندانش را قبل از مرگ روشن كرد ] .
در پايان آن نيز نام خود را نوشت : فلان شامى .
سومين نفر نيز چنين نوشت :
أتاه حفص معه رقعة * اصلحك اللّه و أبقاكا
إنى غلام رخوة تكتى * أطوع من يسراك يمناكا
و فىّ تخنيث و لو قد ترى * تحت السراويل لأرضاكا
هامش
- جبال ، طبرستان ، خراسان ، ارمنستان و آذربايجان را در دست داشت . او از معروفترين وزراى عباسى بود ؛ برادرش جعفر نيز حكومت ولاياتى را برعهده گرفت ، اما به امر خليفه اين دو برادر يكى پس از ديگرى به قتل رسيدند و خاندان برمكيان برافتادند . - م
( 1 ) . ابيات 3 و 4 در الوزراء و الكتاب ص 256 آمده است .