191 . كسر شدن مواجب كاتبان شامى و تدبير آنان
زبير روايت كرد و گفت از حسن بن هانى « 1 » شنيدم كه گفت :
در ديوان رسائل چهار نفر نويسندهء شامى بودند . وقتى سعدان بن يحيى « 2 » ، كاتب امّ جعفر ، سرپرست ديوان شد ، روزى عمر ، همسايهء او به همراه پسرش ، حفص نزدش آمد و از او خواست كه فرزندش را براى آموزش در ديوان رسائل به كار گيرد . حفص به ديوان وارد شد و در خدمت شاميان قرار گرفت . آنان براى او خطّى نوشتند تا بياموزد و بنويسد . عمر به سعدان كاتب گفت : پسرم در ديوان كار مىكند ، اما درآمدى ندارد . اگر موافق باشى و براى او مقرّرى قرار دهى ، در خدمت و ملازمت در ديوان ثابت قدم مىشود . اگر اين كار را بكنى ، به من نفع رساندهاى . سعدان گفت : مقررّى و خدمت اين ديوان براى اين چهار نفر خاص است و من نمىتوانم هيچ يك از آنها را اخراج كنم يا فرد ديگرى را به جاى آنها قرار دهم يا حتى از مقرّرى آنان بكاهم . اما با آنان صحبت مىكنم و از آنان مىخواهم كه بخشى از درآمدشان را به او اختصاص بدهند .
سعدان به آنها گفت : اين پسر ، فرزند دوست من است ؛ به شما خدمت مىكند و امورتان را انجام مىدهد ، دوست دارم كه هريك از شما مقدارى از درآمد خود را به او بدهيد لذا هريك از آنها پنجاه درهم از درآمد خود را به او دادند . بنابراين او به دويست درهم دست يافت . ماه دوم نيز هركدام از آنان از مقرّرى خود پنجاه درهم كاستند و براى آن جوان فرستادند .
شامىها گفتند : اين سنتى است كه سعدان بر ما تحميل كرد و بخشى از درآمد ما را گرفت و اين جوان نيز مانند يكى از ما شد ؛ در صورتى كه به خدا سوگند به اين امر راضى نبوديم . آنان تصميم گرفتند به فضل بن يحيى شكايت كنند « 3 » و گفتند : هركدام از ما
هامش
( 1 ) . شاعر ، عباس ابو نواس .
( 2 ) . سعدان از كاتبان عصر اول عباسى در زمان خلافت رشيد بود كه براى امّ جعفر و جعفر ( منصور ) كتابت مىكرد و مسئوليت ديوان را برعهده داشت . ( الوزراء و الكتاب 256 )
( 3 ) . فضل بن يحيى بن خالد برمكى كه رشيد او را والى تمام مشرق ، از نهروان تا بلاد ترك كرد ، در 193 ق از دنيا رفت . الوزراء و الكتاب 177 . خاندان برمكيان از نخستين وزيران ايرانى خلفاى عباسى بودند . يحيى بن خالد چهار پسر داشت كه در خدمت هارون قرار گرفتند . فرزند ارشد او ، فضل ، وزير هارون شد كه حكومت ايالات -