تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
آنان ظالم بودند يا مظلوم ؟ قاضى گفت : اين زن از تو شاكى شده است كه او را گرسنه نگه مىدارى ؟ مزيد گفت : مردى را به خانهء او بفرست ؛ اگر در خانهء او نان نيافتى ، اين زن راست مىگويد . زن گفت : نان ، نان كه نزد من است ، اما او براى من شراب نمىخرد . مزيد گفت : ببين ، او از من مىخواهد همراه نان برايش مشروب تهيه كنم . ابو جعفر ( منصور ) عطا و مواجبم را قطع كرده و اجازهء صيد در دريا به من نداده است . من هم سوگند خورده‌ام اگر او ( ابو جعفر ) پنج سال ديگر زنده بماند و اين زن تهيه و ساختن شراب را ترك نكند ، او را سه طلاقه كنم ؛ امّا ابو جعفر سه سال پس از آن روزى كه قسم خورده‌ام ، از دنيا رفته است . زن نزديك قاضى شد و گفت : او به طلاق دادن من سوگند خورده است كه اگر از ساختن شراب دست برندارم مرا طلاق دهد ؛ اما من اين كار را ترك نكرده‌ام . مزيد گفت : اى قاضى ، من سوگند خورده‌ام كه اگر ابو جعفر پنج سال ديگر زنده بماند ، چنين كنم . قاضى گفت : به نظر ما عادت به شراب را مىتوان در طى دو سال ترك كرد . مزيد گفت : من بر اين اساس و اين‌گونه قسم خورده‌ام . نمىدانم ، شايد شما بتوانيد ترك كنيد و شايد هم بميريد . لذا قاضى نيز طلاق را بر او جارى نكرد .

190 . عمر بن عبد العزيز عزادار خواهرش

احمد بن سعيد از زبير ، از عبد الله بن نافع نقل كرد و گفت : خواهر عمر بن عبد العزيز درگذشت . مردم كنار عمر بن عبد العزيز حضور يافتند و با او به منزلش رفتند . هنگامى كه وى در مقابل در خانه رسيد ، حلقهء در را گرفت و گفت : اى مردم ، بازگرديد ؛ خداوند شما را جزاى خير دهد . در خاندان ما براى مرگ هيچ يك از زنانشان سوگوارى نمىكنند مگر در دو مورد ؛ اول مادر كه حقش واجب است و خداوند نيكى كردن بر او را فرض و واجب دانسته و زنى كه به سبب نيكويى جايگاهش ، هرگز كسى جاى او را نگيرد . « 1 »
هامش
( 1 ) . العقد الفريد ، 2 / 36 و 280 با اختلاف جزئى .